babyphotographystudio

babyphotographystudio

<-PostAuthor->
babyphotographystudio

عکاسی دیجیتال

در حال حاضر اکثر افراد از دوربین های عکاسی دیجیتال استفاده می کنند چرا که فکر می‏کنند بهترین راه عکسبرداری است، وتکنولوژی آن نیز همواره در حال بهتر شدن است . مزیت اصلی دوربین دیجیتال این است که با یک دوربین دیجیتال می‏توانیدعکسی را که لحظه‏ای قبل انداخته‏اید بلافاصله ببنید و در صورت لزوم آن را اصلاح کنید و همچنین در این دوربین ها نیازی به قراردادن فیلم در آن نیست و بنابراین هزینه کمتری دارد. عکاسی کودک

تاریخچه دوربین هاى عکاسى دیجیتال به زمانى باز مى گردد که اولین سنسورهاى ثبت تصاویر ابداع شد. سال ۱۹۵۱ اولین سنسورثبت دیجیتال تصاویر در یک دستگاه ضبط ویدیویى بکار رفت. استفاده از کامپیوتر در آن زمان هنوز رایج نشده بود و این دوربینضبط ویدیویى، تصاویر را روى نوار ذخیره مى کرد.

می توان گفت تاریخچه دوربین های دیجیتالی با نام “یوگین اف لالی” یکی از پیشتازان عصر فضا در آزمایشگاه jet propulsion آغاز شد. وی در آن زمان به فکر استفاده از سنسور های نوری برای عکاسی دیجیتالی بود. در سال ۱۹۶۱ هدف یوگین عکاسی از سیارات و ستاره های فضایی بود.

در طول دهه ۶۰ میلادى، ناسا اولین تلاش ها براى استفاده از سنسورهاى دیجیتال (به جاى آنالوگ) را براى ثبت تصاویر سطح ماه آغاز کرد و با گسترش کامپیوتر، براى پردازش و بهبود تصاویر دریافتى، از کامپیوتر بهره جست. استفاده دیگر ثبت دیجیتالى تصاویر در آن زمان ماهواره هاى جاسوسى بودند و تلاش در جهت گسترش این شاخه، دانش ثبت تصاویر دیجیتالى را تا حد زیادى گسترش بخشید.

اختراع اولین «دوربین بدون فیلم» در سال ۱۹۷۲ به نام کمپانى تگزاس اینسترومنت ثبت شده است. در سال ۱۹۷۵ نمونه اولیه اولین دوربین دیجیتالی توسط “استوان ساسون” -یکی از مهندسان شرکت eastman kodak – طراحی شد.او چندین لنز از دوربین های فیلمبرداری کداک و قطعات دیجیتالی موتورولا را با سنسور های الکترونیکی ccd که تازه اختراع شده بودند با یکدیگر ترکیب کرد.عکاسی بارداری

دوربین ساخته شده دوربینی در اندازه یک توستر بزرگ بود و ۴ کیلوگرم وزن داشت. این دوربین روی یک نوار کاست دیجیتالی عکس های سیاه و سفید می گرفت و تماشای عکس ها فقط با کمک ساسون و همکارانش ممکن بود. کیفیت نمایش دوربین ۴ کیلویی یک مگاپیکسل بود و برای گرفتن هر عکس دیجیتالی ۳۳ ثانیه زمان مصرف می شد.

در ۲۵ آگوست ۱۹۸۱ «مپانى سونى »اولین نمونه تجارى دوربین هاى عکاسى دیجیتال را با نام Sony Mavica وارد بازار نمود. با نمایش دوربین movica توسط سونی نیاز به فیلم های دوربین رفع شد. movica هنوز یک دوربین دیجیتالی نبود ، بلکه نوعی دوربین تلویزیونی آنالوگ به شمار می رفت.movica تصاویر را روی فلاپی دیسک های ۲ اینچی به نام movipaks ذخیره می کرد و قابلیت نگهداری ۵۰ عکس رنگی و بازپخش کردن آن ها را در مانیتور دوربین داشت.

دوربین نیمه دیجیتالی سونی با باتری های aa کار می کرد و حساسیت نور در سنسور های ccd آن iso200 و سرعت شاتر نیز در ۶۰/۱ ثانیه تنظیم شده بود.

اگرچه نمیتوان Sony Mavica را یک دوربین عکاسى دیجیتال نامید، اما در واقع این دوربین آغازگر نهضت دوربین هاى دیجیتال عکاسى بود.

در اواسط دهه ۷۰ میلادى کمپانى کداک چندین نمونه سنسور حالت جامد ابداع کرد که قادر بودند نور را مستقیما به تصاویر دیجیتال تبدیل کنند.

در سال ۱۹۸۱ اولین دوربین دیجیتالی واقعی ساخته شد. دانشگاه کاگری کاندا و تیم تحقیقاتی asi دوربین all-sky را برای عکاسی از سپیده دم ساختند. تمامی دوربین های all-sky بیشتر ccd های ۱۰۰×۱۰۰ پیکسلی fairchild را مصرف می کردند. در اکتبر ۱۹۸۱ با عرضه cdp-101 –اولین پلیر دیسک فشرده در دنیا- توسط سونی، انقلاب دیجیتالی شکل گرفت. دوربین های مفهومی لوییگی کولانی – یکی از طراحان صنعتی کانن- در سال ۱۹۸۳ رویاهایی را برای آینده دوربین ها و تغییرات در طراحی آن ها ، در سر می پروراند. دوربین ۵ سیستمی او شامل یک دوربین hy-pro، یک slr دوربین تک لنزی با یک منظره یاب lcd، یک دوربین مبتدی که lady نام داشت و یک super c bio با زوم قوی و یک فلش built-in می شد.

اولین دوربین دیجیتالی فروشی dycam model 1بود. که این دوربین به سنسور های ccd مجهز بود و تصاویر را به صورت دیجیتالی ذخیره می کرد و برای دانلود عکس ها به کامپیوتر متصل می شد.

در سال ۱۹۹۱ دوربین db4000 ساخته شد. این دوربین دارای یک سنسورccd 2.048×۲٫۰۴ پیکسل و یک حافظه ۸ بیتی بود. در سال ۱۹۹۰ نیز adob photoshop 1 وارد فروشگاه ها شد.

در همان سال ها دوربین dcs200 با قابلیت استفاده از built-in وارد بازی شد. این دوربین بر اساس مدل nikon n8008 ساخته شده بود و در ۵ ترکیب رنگی متفاوت وارد بازار شد.

دوربین هایی شبیه به دوربین های امروزی در سال ۱۹۹۵ دوربینی به نام casio qv-10 معرفی شد. این دوربین ها که از نظر ظاهری شبیه دوربین های دیجیتالی فشرده امروزی بودند در قسمت پشتی خود یک صفحه نمایش ۸/۱ اینچی ال سی دی داشتند.

casio qv-10 نیز به سنسور های ccd و ۴۰۰×۲۸۰ پیکسلی مجهز بود و تصاویر را روی یک حافظه نیمه رسانا ذخیره می کرد و ظرفیت ذخیره ۹۶ عکس رنگی را نیز داشت. از دیگر ویژگی های آن می توان به نمایش خودکار، بازپخش اتوماتیک تصاویر و تایمر اتوماتیک اشاره کرد. قیمت این دوربین ها ۱۰۰۰ دلار بود.

فتو سى دى نیز اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط کداک به دنیا معرفى شد. این ابداع مصادف بود با پیشنهاد ارایه اولین سیستم استاندارد براى توصیف رنگ در کامپیوتر توسط این کمپانى. کداک یک سال بعد اولین دوربین حرفه اى عکاسى دیجیتال را از مونتاژ یک سنسور ۱.۳ مگاپیکسلى روى یک دوربین اپتیکال Nikon F-۳ تولید کرد.

Apple QuickTake100 و Kodak DC40 و Casio QV-11 و Sony Cyber-Shot Digital Still Camera اولین دوربین هاى دیجیتال با قابلیت اتصال به کامپیوترهاى خانگى از طریق درگاه سریال بودند که در فاصله سالهاى ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ وارد بازار شدند.

اگرچه سهم بزرگى از توسعه فناورى عکاسى دیجیتال متعلق به کداک است، اما نباید فراموش کرد که مایکروسافت و کینکو نیز با همکارى کداک نقش مهمى در توسعه نرم افزارهاى مورد نیاز براى ویرایش عکسها، تولید فتوسى دى و ذخیره اسناد تصویرى ایفا کردند.

اولین دوربینهای دیجیتالی رزولوشن بسیار کمی داشتند و از نظر اپتیکی نامناسب بودند. به دلیل اینکه لنز دوربینهای اولیه پلاستیکی و سنسورهای آنها از نوع CMOS، که ارزانتر هستند بود. این سنسورها در دوربینهای امروزی با CCD جایگزین شده‏اند .

با گذشت زمان، ریزنمایی بالاتر، در حد ۶۴۰*۴۸۰ پیکسل به بازار آمدند که برای ساختن تصاویر وب مناسب بوده ولی هنوز هم برای چاپ بسیار نامناسبند. بعد از آن دوربینهای مگاپیکسلی وارد بازار شدند. مگا به معنی میلیون است و منظور از آن دوربینهایی است که تصاویر آنها از بیش از یک میلیون پیکسل ایجاد شده‏اند .

اما از آنجایی که هدف اصلی سازندگان دوربینهای دیجیتال این بوده است که رزولوشن یا دقت دوربینهای دیجیتال را به دوربینهای فیلمی برسانند ، آنان تلاش کردند تا رزولوشن بالاتر به عکاس اجازه می‏دهد تا عکس را در اندازه‏های بزرگتری چاپ کند یا بتواند قسمت‏هایی از عکسهای خود را جدا کرده، بزرگ و چاپ کند، بدون اینکه کیفیت آن کاهش یابد .


منبع:

http://www.bridalphotographystudio.com

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 45 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : دوشنبه 28 اسفند 1396 | 22:13 | نویسنده : آتلیه کودک |

۸ نکته برای عکاسی از آقایان

وقتی که من دست به کار نوشتن یک مقاله در مورد عکاسی از مردها شدم، اصلا به ذهنم خطور نکرد که این موضوع در واقع چقدر وسیع است. درحالیکه می توان چیزهای زیادی در مورد عکاسی از آقایان نوشت، از نورپردازی گرفته تا ژست ها، پس پردازش و غیره، به نظر می رسد که عدم تعادل شدیدی در میزان مطالب اختصاص داده شده تنها به عکاسی از آقایان، در مقایسه با خانم ها، وجود دارد. در این مطلب لنزک به ۸ نکته جالب توجه در عکاسی از آقایان می پردازیم.عکاسی نوزاد

وقتی بحث زمینه مطرح باشد، از مردها به عنوان مثال در ژانرهای عکاسی خبری، مُد، ورزشی، سفر، مراسم عروسی و خانوادگی، و پرتره های شرکتی عکاسی می شود. ژانر عکاسی اصلی من خانواده است، و پرتره های شرکتی نیز می گیرم. تقاضای رو به رشدی برای پرتره های حرفه ای آرام تر برای مشتریان وجود دارد تا از آن در پروفایل لینکداین، صفحات حرفه ای فیس بوک، و حتی سایت های دوستیابی آنلاین استفاده کنند. مشتریان پرتره ای می خواهند که رنگ و لعاب دار باشد، ویترین شخصیت آنها یا شاید نوع کاری که انجام می دهند باشد، بدون این که بیش از حد شرکتی (رسمی) به نظر برسد. برای هدف این مقاله، من در مورد عکاسی از آقایان بیشتر در این دو زمینه صحبت خواهم کرد.عکاسی کودک
۱
او را در روند مشاوره دخیل کنید (شرکت دهید)

این نکته به دلیل خوبی در جایگاه اول قرار گرفته است. یکی از رایج ترین شکایاتی که من در فروم های عکاسی پرتره می شنوم مربوط به پدر/شوهر بی میل است – کسی که طوری در جلسات عکاسی پرتره خانوادگی حاضر می شود انگار این آخرین جا روی کره زمین است که او می خواهد در آن باشد. ناسازگاری او مسری است، و باعث می شود کار شما برای ثبت تمام آن ارتباطات خانوادگی شاد تقریبا غیرممکن شود.

اعتراف می کنم، این یکی از معضلات من بود تا وقتی که متوجه شدم من اغلب آقایان را در روند مشاوره دخیل نکرده و شرکت نمی دادم. در هر مورد پدر بدخلقی که با آن مواجه شدم، به اشتباه فرض می کردم که زنانی که در طول مشاوره با آنها صحبت می کردم، همه چیز را با همسر خود به اشتراک می گذاشتند، و به نوبه خود، هر گونه نگرانی که شرکای خود داشتند را با من در میان می گذاشتند.

پس از جرقه ای که در ذهنم زده شد، دخیل کردن آقایان در این روند را شروع کردم و این کار یک دنیا تفاوت به وجود آورد. معلوم شد که آنها تنها می خواهند شنیده شوند. هر چه بیشتر قبل از عکاسی یک مرد را در روند کار شریک کنید، وقتی دوربین را به دست می گیرید او بیشتر احساس راحتی خواهد کرد، و عکس های بهتری خواهید گرفت. چه وقتی که در حال عکاسی از یک مشتری، مرد همسایه، یا برادر خود باشید، این امر صادق است.

از او بپرسید آیا هیچ خصوصیتی دارد که نسبت به آن حساس باشد. بینی برجسته، غبغب، جای زخم آکنه و کمی شکم حساسیت های معمول هستند. اجازه دهید او ناامنی های خود را بدون احساس حماقت بیان کند، و به او اطمینان دهید که می توانید با ژست دهی، زاویه دوربین، نورپردازی، و پس پردازش بر این مشکلات غلبه کنید.

از او بپرسید در چه نوع لباس هایی احساس خوبی دارد، و مطمئن شوید که او می فهمد این مسئله چگونه می تواند در عکس ها به نفع یا ضرر او باشد.
[عکاسی از آقایان]

اگر او تلاش کرد تا خوب به نظر برسد، با توجه به جزئیات در عکس ها با او منصفانه رفتار کن.

اگر او تلاش کرد تا برای جلسه عکاسی شما خوب لباس بپوشد، که اغلب مردها این کار را خواهند کرد، با توجه به جزئیات در مرحله ویرایش، شما نیز همان احترام را به او نشان دهید. هنگام ویرایش از نزدیک (بیشتر) زوم کنید و مواردی چون موهای مزاحمی که ممکن است از زیر دست تیغ در رفته باشند، یک نخ آویزان، یا یک لکه به جا مانده از انگشتان یک کودک را تصحیح کنید.
۲
هدف و معنا را پیدا کنید

پس از نکته #۱ سعی کنید بفهمید که چرا او می خواهد این عکس ها گرفته شوند. اگر این یک پرتره تک نفره است، او آن را برای چه کاری استفاده می کند؟ اگر برای استفاده حرفه ای است، او چه جور کاری انجام می دهد؟ او چه نوع ظاهری می خواهد؟ اگر او یک مربی موج سواری با کایت پرشور است، ممکن است از عکس های سیاه و سفید شما تقدیر نکند – او به احتمال زیاد چیزی پر از رنگ و جنب و جوش می خواهد. با این حال، یک نویسنده در حال شکوفا شدن ممکن است عکس های سیاه و سفید را دوست داشته باشد.

اگر در یک جلسه عکاسی خانوادگی هستید، سوالاتی در مورد خانواده او بپرسید. این کار بدیهی به نظر می رسد، اما شگفت زده خواهید شد که چطور این مرحله مهم اغلب فراموش می شود. خانواده دوست دارند چه کاری با هم انجام دهند؟ چه چیز خاصی در مورد شریک زندگی او وجود دارد؟ او چه چیزی را در مورد فرزند یا نوه خود بیشتر از همه دوست دارد؟ عمیق کند و کاو کنید، و به پاسخ های او گوش دهید. از آنچه که آشکار می کند شگفت زده خواهید شد.

عکس زیر از پدرم و دختر بزرگم یکی از عکس های مورد علاقه شخصی من است. پدرم به من گفت که این واقعیت را دوست دارد که با وجود این که دخترم یک نوجوان است، هنوز هم وقتی با هم به پیاده روی در جنگل نزدیک خانه اش می روند، دست یا بازوی او را می گیرد. من عاشق قوس درختانم که آنها را مثل یک قاب در بر گرفته است. برای من، اینطور به نظر می رسد که آنها دارند با هم به سمت آینده راه می روند.
[عکاسی از آقایان]

از ارتباط هایی که معنی دار هستند عکس بگیرید.

مردی که در عکس های زیر است، به من گفت که چقدر از کوچکی دست ها و پاهای دختر تاره متولد شده اش شگفت زده است. مانند بسیاری از پدران جوان، او در مرحله پرمشغله ای از زندگی حرفه ای خود، یعنی تامین آینده برای خانواده اش قرار دارد. اغلب اوقات وقتی او شب به خانه می رسد کودک خواب است، و بنابراین او لحظه های آرامی که با هم سپری می کنند را گرامی می دارد.
[عکاسی از آقایان] [عکاسی از آقایان]

پدران پر مشغله از لحظات آرام با کودکان خود تقدیر می کنند.

عکس زیر از دو عموزاده گرفته شده است. آنها در دوران کودکی با هم بازی می کردند، اما از وقتی که کوچک بودند و خانواده های آنها از کشور خود مهاجرت کردند، در قاره های جدا زندگی کرده اند. نکته قابل توجه برای من این بود که حرکات و زبان بدن آنها چقدر به هم شبیه بود، با وجود این که آنها بیشتر زندگی خود را جدا از هم زندگی کرده بودند، و من می خواستم آن شباهت ها را در یک عکس ثبت کنم. اقیانوس در این عکس نمادین است، که معمولا آنها را از هم جدا می کند. در این لحظه، هر دوی آنها در یک سمت آن بودند.
[عکاسی از آقایان]

من می خواستم شباهت بین این دو عموزاده را که بیشتر زندگی خود را در قاره های جدا زندگی کرده بودند، به تصویر بکشم. اقیانوس در این زمینه پرمعنی است: معمولا آنها را از هم جدا می کند، اما در آن لحظه ای که این عکس گرفته شد، هر دو در یک سمت آن بودند.
۳
به او چیزی بدهید که به آن تکیه دهد یا بر روی آن بنشیند

صرف نظر از این که شما چقدر از قبل آماده شده اید، بسیاری از افراد به شدت در مقابل دوربین ناراحت هستند، به خصوص در شروع عکاسی. اگر سوژه شما از ایستادن در مقابل دوربین احساس بدی دارد، از او بخواهید به یک سطح عمودی مانند یک دیوار، حصار، تیر چراغ برق، یا ماشین تکیه بزند. این کار به او کمک می کند تا احساس محکم بودن و تعادل کند، و به او اجازه خواهد داد تا بدون این که غیرطبیعی به نظر برسد، به بدن خود زاویه بدهد. اگر او نشسته است، شما برای نکته بعدی آماده هستید.
[عکاسی از آقایان]

یک سطح عمودی پیدا کنید تا او به آن تکیه دهد.
۴
غبغب، بینی برجسته، یا گونه (فک) سنگن را به حداقل برسانید

یک راه برای به حداقل رساندن غبغب، عکس گرفتن از بالای سطح چشم است، درحالیکه سوژه کمی به سمت جلو متمایل (خم) شده است. اگر سوژه نشسته است، از او بخواهید بازو هایش را روی ران پا استراحت داده و زانوانش را با زاویه ۴۵ درجه از شما تنظیم کند.

همچنین می توانید از نورپردازی به نفع خود استفاده کنید. نور قوی و مستقیم می تواند از نظر بصری یک چهره، یا نیم تنه را لاغرتر نشان دهد.

در عکس چپ دوربین زیر سطح چشم بود (سوژه بلندتر از من بود و ایستاده بود) و با نوری که بر روی هر دو طرف چهره او می تابید، گرفته شد. عکس سمت راست مطلوب تر است. سوژه نشسته، و رو به جلو و با زاویه دور از دوربین خم شده است. نور قوی بازتاب شده از یک دیوار در اواخر بعد از ظهر، روی گردن و سمت چپ صورت او سایه افکنده است.
[عکاسی از آقایان]

استفاده از سایه و زاویه در عکس سمت راست، پرتره برجسته تری ایجاد کرد.
۵
اگر خم می شود، آن را خم کنید

خم کردن بازوها و پاها باعث می شود سوژه شما طبیعی و آرام تر به نظر برسد، و مزیت دیگر آن جمع و جور (فشرده) تر کردن بدن است که به نفع ترکیب بندی می باشد.
۶
کاری به او بدهید که با دست هایش انجام دهد

«من با دست هایم باید چه کار کنم؟» سوالی است که اغلب در طول یک جلسه عکاسی از من پرسیده می شود. افراد وقتی که در مقابل یک دوربین قرار می گیرند ناگهان در مورد دست های خود آگاه می شوند و دست هایی که مستقیما رو به پایین در دو طرف بدن آویزان می شوند، ناشیانه و ناجور به نظر می رسند.

اگر او ایستاده است، از او بخواهید یک یا دو دستش را در جیب خود قرار دهد، یا انگشت شست خود را در یک طرف کمر دور کمربند حلقه کند. اگر نشسته است، می تواند انگشتان خود را در هم جفت کرده، یا دست هایش را در هم قلاب کند. در صورتی که دارید یک عکس خانوادگی می گیرید، از او بخواهید دست یک کودک یا نوزاد را بگیرد.
[عکاسی از آقایان]
۷
جزئیات و تضاد

جزئیاتی مانند چشم ها، لب ها، و دست ها به گفتن یک داستان (داستان سرایی) کمک می کنند، و ارتباط بین افراد را به تصویر می کشند. از بین تمام این جزئیات، دست ها مورد علاقه من هستند. دست ها بیانگر قوی روابط عاطفی و مهربانی هستند. عکاسی از دست مردها به خاطر اندازه بزرگشان، در تضاد با دست زنان و کودکان، از نظر بصری چشمگیر است.

پرتره زیر یک لحظه لطیف و قدرتمند بین پدر و دختر را نشان می دهد. دست پدر در کنار دست دختر بزرگ و قوی است، و او همانطور که کف شیر روی انگشتان دخترش را می بوسد، لبخند می زند.
[عکاسی از آقایان]

پدری که با لبخند بر کف شیر روی انگشتان دخترش بوسه می زند.

در عکس زیر از یک پدر با نوزادش، اندازه و قدرت دست های او در برابر پوست نرم نوزاد و بدن کوچک او کنتراست (تضاد) ایجاد می کند. آنها نشان می دهند که او چقدر کوچک و آسیب پذیر است، و لطافت و اعتماد را به تصویر می کشند.
[عکاسی از آقایان]

اندازه دست های مرد در مقابل بچه تضاد ایجاد کرده، و محافظت و مراقبت را نشان می دهد.
۸
پس پردازش

اجازه دهید با این مسئله روبرو شویم، دوربین های دیجیتال می توانند بی رحم باشند. آنها در عرض یک دقیقه جزئیات تمام آن عیوب کمی که چشم غیر مسلح نمی بیند را ثبت می کنند، و آن را در تصویر ثابت نگه می دارند تا چشم به آن زل بزند.

در برخی از سبک های پرتره، این امر خوش آیند و مطلوب است. مردهای مسن با چهره های ناصاف سوژه های محبوبی برای عکاسان سفر و عکاسان خبری هستند. با این حال، چین و چروک ها و لکه ها چیزی نیستند که شما بخواهید در عکس های خانوادگی یا عکس های سر و شانه (headshot) حرفه ای توجه بیننده را به سمت آنها جلب کنید، بنابراین مهربان باشید!

مردها در طول مشاوره و عکاسی سرنخ هایی به شما می دهند. اگر آنها شوخی هایی مانند این کردند: «می توانی طوری از من عکس بگیری که ۱۰ سال جوانتر به نظر برسم؟» یا «می توانی کاری کنی که من شبیه جورج کلونی شوم؟»، احتمالا زیاد هم شوخی نمی کنند. تنها به این دلیل که او مرد است، به این معنی نیست که با جوشی که دیروز صبح روی صورتش سر درآورده، یا مویی که از سوراخ بینی اش بیرون زده و ماشین اصلاح آن را جا انداخته، مشکلی نداشته باشد.

وقتی صحبت از ویرایش باشد، تا حد زیادی به سبک شخصی شما بستگی خواهد داشت. اگرچه من طرفدار پرتره های خیلی ویرایش شده نیستم، اما هنوز هم معتقدم که کمی ویرایش لازم است. در مورد آقایان، من کمی از ابزار قلم مو برای نرم کردن پوست استفاده می کنم. این افکت باید ظریف باشد، و پوست او هرگز نباید نرم تر از پوست یک زن یا کودک در همان عکس به نظر برسد.

وقتی نوبت به لکه ها می رسد، قانون کلی من حذف هر گونه لکه ایست که موقتی می باشد. جوش، زخم، موهای پریشان، اگر قرار است تا دو هفته دیگر از روی صورتش محو شود، من در مرحله پس پردازش آن را از صورت او حذف می کنم. خال یا علامت تولد را حذف نمی کنم، مگر این که مشتری به طور خاص از من بخواهد این کار را انجام دهم.
[ عکاسی از آقایان]

من در این پرتره تصادفی از پدرم، برخی از لکه های موقتی را حذف کرده ام، اما پرتره اصالت خود را حفظ کرده است.
اکنون نوبت شماست!


نویسنده: کارن کوئیست (Karen Quist)
منبع

برگرفته از: digital-photography-school

[ بازدید : 46 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 23:35 | نویسنده : آتلیه کودک |

انتخاب رنگ در عکاسی از کودکان

شناخت ویژگی های هر رنگ، در کنار خاصیت همنشینی رنگ ها، از اصول مهم در عکاسی کودک می باشند. عکس های کودک و نوزاد نیاز به لطافت٬ پاکی و شیطنت دارند. وقتی این ها را بدانیم، راحت تر به سراغ تکنیک ها و رنگ ها می رویم. در این آموزش عکاسی از کودکان، محمدرضا معصومی روی مبحث «رنگ» در عکاسی کودک تمرکز کرده و چند نکته و ترفند کاربردی برای انتخاب رنگ ها به اشتراک گذاشته است.آتلیه بارداری
[چرخه رنگ در عکاسی کودک]

اغلب آموزش های عکاسی از کودکان و نوزادان روی نورپردازی، ژست دهی و تکنیک های عکاسی تمرکز می کنند. درحالیکه در عکاسی از کودک، خواه آتلیه ای و خواه در فضای باز، «رنگ» یکی از اصول مهمی است که نباید دست کم گرفته شود.

ما در این آموزش به دنبال انتخاب تعدادی رنگ برای استفاده در عکس های کودک و نوزاد به ویژه عکس های آتلیه ای هستیم (چراکه در آتلیه، عکاس کنترل بیشتری روی انتخاب رنگ ها دارد).
الف
پیش نیاز

برای اینکه از این آموزش بیشترین استفاده را داشته باشید، ابتدا به تعریف مفاهیم پیش نیاز یعنی «چرخه رنگ»، «روابط رنگ ها» و «پالت رنگ» می پردازیم. اگر با آن ها آشنا هستید، می توانید این قسمت را رد داده و کمی پایین تر به سراغ ترفند ها بروید.
[چرخه رنگ 12 تایی]

تصویر فوق یک چرخه رنگ ۱۲ تایی را نشان می دهد. سه رنگ اولیه: قرمز، آبی و زرد هستند (۱). هر دو رنگ اصلی با هم ترکیب می شوند و بین آن ها یک رنگ جدید به وجود می آید که رنگ های ثانویه نام دارند (۲). و در نهایت به همین ترتیب یک چرخه رنگ (color wheel) دوازده تایی ایجاد می شود (۳).
[روابط رنگ ها در چرخه رنگ ]

بین این رنگ ها در چرخه، روابطی بر قرار است که هنرمندان از آن ها برای انتخاب رنگ ها و تشکیل یک پالت (مجموعه ای از رنگ ها برای خلق آثارشان) بهره می جویند. در تصویر فوق روابط مهم را مشاهده می نمایید. رابطه Analogous یا همسان به رنگ های همجوار در چرخه اشاره دارد، Complementary یا مکمل به دو رنگ مقابل هم در چرخه و… هم اینکه با چرخه و این روابط آشنایی اولیه ای داشته باشید و بدانید به دنبال چه تعداد و چه نوع رنگ هایی هستید کافیست. چراکه ما رنگ اولیه را انتخاب می کنیم، و نرم افزار ها با توجه به رابطه ای که انتخاب می کنیم رنگ های بعدی را به ما معرفی خواهند کرد. در همین مطلب لنزک به یکی دو مورد از این ابزار ها اشاره خواهیم کرد.
[پالت های رنگ]

و اما پالت رنگ. در تصویر فوق شاهد پالت رنگ های به کار برده شده در دو عکس مختلف هستید که از سایت جالب colorpalettet برای شفاف سازی مفهوم پالت رنگ ها انتخاب کرده ایم.
ب
ترفند ها

و اما چند نکته و ترفند کاربردی برای انتخاب رنگ ها در عکاسی کودک و نوزاد:
۱
حذف تمام رنگ ها
[عکاسی از نوزاد]

اولین ترفند، حذف تمام رنگ هاست. نتیجه در عین سادگی چشم گیر است. با این کار شما توجه و تمرکز بسیار بالایی را بر سوژه اصلی، که نوزاد است، قرار خواهید داد.
۲
رنگ ‌های همسان یا هم جوار
[رنگ های هم جوار]

راه حل پیشنهادی دوم استفاده از رنگ های هم جوار یا همسان (Analogous) است. طیف های یکسان را در پس زمینه و پیش زمینه و خود سوژه به کار بگیرید. این روش احساس یکسانی و یکدستی ویژه ای می دهد و برای کسانی که در استفاده از رنگ ها محتاط هستند، انتخاب مناسبی است.
[رنگ در عکاسی کودک]

در عکس نمونه فوق، رنگ اصلی تن پوست نوزاد در نظر گرفته شده و رنگ های دیگر موجود در صحنه به صورت هم جوار (Analogous) از چرخه رنگ ها انتخاب شده اند. برای یافتن رنگ های همسان می توانید از اکستنشن Kuler فتوشاپ یا یک ابزار آنلاین مثل سایت پالتون کمک بگیرید. کافیست آن را بر روی Analogous تنظیم نمایید و رنگ اصلی تان را به آن بدهید.

از همین روش، برای تمام رنگ های تنُد هم می توانید استفاده کنید. معمولا رنگ هایی که با پوست صورت هم خانواده هستند، موثر تر اند. قرمز، صورتی، زرد، نارنجی و…

رنگ های خنثی (سفید – سیاه – خاکستری) مادامی که غالب نباشند را میتوان نادیده گرفت.
۳
استفاده از رنگ های مکمل
[روابط در چرخه رنگ ها - رنگ های مکمل]

راه سوم استفاده از رنگ های مکمل است. به رنگ هایی که در چرخه رنگ ها مقابل هم هستند (۱۸۰ درجه اختلاف دارند) رنگ های مکمل (Complementary) گفته می شود. سبز و قرمز / نارنجی و آبی / بنفش و زرد رنگ های مکمل هستند و در کنار هم تضاد زیبایی را به وجود خواهند آورد.
[رنگ در عکاسی کودک] [دو رنگ مکمل سبز و قرمز]
۴
اضافه کردن رنگ های بیشتر
[روابط در چرخه رنگ ها]

در این مطلب به حذف رنگ ها، رابطه رنگ های هم جوار و رنگ های مکمل اشاره کردیم. اگر مایل هستید به عکس هایتان تنوع رنگی بیشتری ببخشید، روابط دیگر مثل سه تایی یا Triad (برای انتخاب سه رنگ) و چهار تایی یا Tetrad(برای انتخاب چهار رنگ) را امتحان نمایید.
[رنگ در عکاسی کودک] [رنگ در عکاسی کودک]

یک ابزار آنلاین مثل سایت پالتون (تصویر فوق) یا افزونه Kuler فتوشاپ برای ساخت پالت رنگی تحت روابط یاد شده به شما کمک خواهد کرد.
ج
چند پالت رنگ پیشنهادی

از میان پالت های معروفی که میتوان برای عکاسی کودک (عکاسی نوزاد) استفاده کرد، گروه های زیر موفق ترین آن ها هستند:

رنگ های شیطون و بازیگوش
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های نرم یا ملو (mellow)
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های لطیف و پاکیزه
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های خیالی و رمانتیک
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های سرد
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های شیرین و خوشمزه
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های ظریف
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های معنوی
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]
د
نتیجه گیری

در نهایت باز هم به این نکته تاکید می کنم که هنر مرز نمی شناسد. ساختارشکن باشید، اما بدانید ساختارشکنی به معنی بی توجهی به اصول و قواعد نیست. به معنای استفاده وسیع تر از پتانسیل های بصری و روانی است. به عنوان مثال اگر تشخیص دادید که استفاده از پالت رنگ های سنتی و باستانی نتیجه چشمگیری به شما می دهد، حتما تجربه کنید. رنگ های تند و ادویه دار را تست کنید. به سراغ رنگ های تنومند بروید. اما این روش ها را درست انجام دهید. چشم و ذهن به صورت ناخودآگاه به زیبایی شناسی اعتنا می کند. بی هدف نباشید و از استادان خود در تجربه کردن پیشی بگیرید.

منبع:

لنزک

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 49 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 23:34 | نویسنده : آتلیه کودک |

آموزش ۸ نکته عکاسی منظره

من عکاس منظره نیستم. اما وقتی خودم را در موقعیتی می بینم که با مناظر زیبا احاطه شده ام، دوست دارم بتوانم عکس خوبی بگیرم که آن صحنه را منصفانه نشان دهد. من می خواهم بتوانم چیزی بیش از یک عکس فوری ثبت کنم – من می خواهم عکسی بگیرم که به آویزان کردن آن بر روی دیوارم افتخار کنم. بنابراین در این مقاله ۸ نکته که برای گرفتن آن عکس های دیواری ارزشمند یاد گرفتم را با شما به اشتراک می گذارم.عکاسی نوزاد
[نکات عکاسی منظره]
۱
نور کلید کار است

نور برای هر نوع عکاسی بسیار مهم است، اما به نظر من در عکاسی کودک مورد مناظر بسیار بیشتر اهمیت دارد. در یک جلسه پرتره به راحتی می توانید زیر چند درخت یا پشت یک دیوار بروید تا کمی سایه برای گرفتن عکس پیدا کنید. اما مطمئنا نمی توانید این کار را با یک کوه انجام دهید! شما باید صبر کنید تا یک نور عالی ظاهر شود، و سپس عکس بگیرید. و اگر این کار را نکنید، و تنها یک نور متوسط داشته باشید چه می شود؟ یک عکس متوسط به شما می دهد.

به عنوان مثال عکس زیر را در نظر بگیرید. این عکس در یکی از سفرهای جاده ای ما گرفته شده است، زمانی که در کنار یک دریاچه زیبا در جاسپر، آلبرتا، کانادا توقف کردیم.
[نکات عکاسی منظره]

این عکس در هنگام ظهر گرفته شد – که به شرایط نوری بد شناخته شده است. در این زمان، خورشید مستقیم نور سختی دارد که از بالای سر می تابد. می توانید ببینید که کوه ها بسیار کسل کننده به نظر می رسند، چون نور هیچ کاری به نفع آنها نمی کند. اگر این عکس بیشتر حول ساعت طلایی گرفته می شد، خورشید در آسمان پایین تر بود و نور جانبی داشت. در این صورت عمق و بُعد بسیار بیشتری به کوه ها می بخشید.

یادداشت جانبی: با وجود این که این بهترین نور برای ثبت کوه ها نیست، اما من هنوز هم خوشحالم که ما در هر حال این عکس را گرفتیم! این یک خاطره خوب است، حتی در شرایط نوری بد. اجازه ندهید نور کمتر از ایده آل شما را از ثبت یک خاطره بازدارد!

عکاسان منظره حرفه ای اغلب عکس های خود را قبل از این که خورشید طلوع کند می گیرند، و منتظر آن نور خورشید طلایی عالی، و یا غروب خورشید می مانند. اغلب عکاسی های آنها در طول این زمان ها اتفاق می افتد، چون نور در طول نیمروز اغلب چندان خوب نیست.

سعی کنید در طول ساعات طلایی زیاد عکس بگیرید، و آن وقت متوجه می شوید که نور عالی واقعا به ایجاد یک عکس منظره بهتر کمک می کند.
۲
از پیش زمینه استفاده کنید

این همیشه بزرگترین اشتباه من در مورد عکس های منظره بوده است. من یک چیز زیبا، مثل یک رشته کوه را می بینم، دوربینم را بالا می برم و عکس می گیرم. سپس با عکس چیزی که خیلی دور است مواجه می شوم.

اشتباه برداشت نکنید. این کار می تواند عکس های خوبی ایجاد کند. اما بدون المان هایی در پیش زمینه تصویر، شما واقعا نمود عمق را در عکس محدود می کنید. چیزهایی که در پیش زمینه قرار دارند، به جلب توجه بیننده کمک می کنند، و این احساس را می دهند که چیزها نزدیک، میانه، و دور هستند.

سعی کنید چیز جالبی برای قرار دادن در پیش زمینه خود پیدا کنید. شاید کمی گل بر روی زمین، اَشکال سنگی جالب، درختان، یا حتی اشخاص. از آن فواصل مختلف برای جذابیت و عمق بخشیدن به عکس استفاده کنید.
[نکات عکاسی منظره]
۳
اشخاص را اضافه کنید

برخی از عکس های منظره مورد علاقه من فقط از منظره نیستند – یک شخص هم در آنها وجود دارد. این کار به چند دلیل مفید است.

اول این که وقتی یک شخص در عکس شما باشد، یک حس مقیاس به آن می دهد، به خصوص اگر از مناظر حماسی عکس می گیرید. آن شخص به بیننده کمک خواهد کرد تا درک کند که صحنه چقدر با شکوه بوده است.

همچنین راهی به بیننده می دهد تا خودش را در همان نقطه تصور کند – خیلی راحت تر است که ببینید یک شخص بر روی صخره ای ایستاده است، و به این فکر کنید که بودن بر روی آن صخره چه حسی دارد. بدون آن شخص، ممکن است تنها به آن منظره نگاه کنید بدون این که خودتان را در آن تصور کنید. این تصویر زیاد سه بُعدی نیست.

اضافه کردن اشخاص به عکس همچنین می تواند جذابیت بیشتری به آن ببخشد. یک نقطه رنگ، یک حس حرکت (البته اگر شخص در حال حرکت است) – اشخاص المان های ترکیبی هستند که چیزی به کادر اضافه می کنند.
[نکات عکاسی منظره]
۴
به جزئیات توجه کنید

در مناظر به راحتی ممکن است غرق در صحنه بزرگ مقابل خود شوید و تمام جزئیات کوچک را نادیده بگیرید. هر زمان که یک مکان زیبا پیدا کردید، کمی وقت بگذارید و به پایین، بالا، و اطراف خود نگاه کنید. آن جزئیات کوچک چیزهایی هستند که اغلب توسط افراد معمولی نادیده گرفته می شوند، و توجه به آنها چیزی است که شما را به یک عکاس ماهر تبدیل می کند!
[نکات عکاسی منظره]
۵
ترکیب بندی، ترکیب بندی، ترکیب بندی

در یک پرتره چیزی که توجه شما را جلب می کند اغلب حالت است. انسان ها با چهره ها مرتبط هستند، و ناخودآگاه اول به آنها نگاه می کنند.

بنابراین در یک منظره، به خصوص منظره ای که هیچ شخصی در آن نیست، شما باید راه های دیگری برای جلب توجه بیننده پیدا کنید. و اینجاست که ترکیب بندی مهم می شود. شما به یک ترکیب بندی بسیار قوی نیاز دارید تا واقعا توجه کسی را جلب کرده و آن را حفظ کنید!

من قبلا به ارزش قرار دادن چیزهایی در پیش زمینه اشاره کردم – تکنیکی به نام لایه بندی (layering). تکنیک های ترکیب بندی دیگری که در ارتباط با مناظر مفید هستند، خطوط هدایتگر برای جلب نگاه، پیدا کردن المان هایی برای ایجاد تعادل، گنجاندن فضای منفی در عکس و استفاده از کادرها برای برجسته کردن سوژه می باشند.

لنزک: همه این تکنیک های ترکیب بندی را می توانید با مطالعه مقالات ترکیب بندی لنزک بیاموزید.
[نکات عکاسی منظره]
۶
آزمایش کنید!

یک سبک عکاسی منظره وجود دارد که کاملا استاندارد است: کوه زیبا، نور زیبا، پیش زمینه زیبا… حتما متوجه ایده شدید. شما این مناظر را همه جا دیده اید، و پس از مدتی کمی سخت می توانید بگویید کدام یک از آنها خیره کننده تر است.

به همین دلیل ارزشش را دارد که تمام آن قوانین منظره را در نظر بگیرید و آنها را کاملا معکوس کنید تا چیز متفاوتی به دست آورید. بله، راحت باشید و هر چیزی را که من به شما گفتم نادیده بگیرید، تا زمانی که به طور عمدی آنها را نادیده بگیرید! عکس های خوبی می توان در نور ظهر، بدون هیچ پیش زمینه ای، و هیچ شخصی در آن گرفت!
[نکات عکاسی منظره]
۷
پرسپکتیو خود را تغییر دهید

یک راه فوق العاده موثر برای گرفتن یک عکس منظره چشمگیر، تغییر پرسپکتیوتان است. اکثر افراد یک عکس را با ایستادن در یک مکان یکسان و قرار دادن دوربین در سطح چشم می گیرند. و این باعث می شود عکس های شما درست مثل عکس های هر کس دیگری به نظر برسند.

پس پرسپکتیو خود را تغییر دهید. صاف روی زمین دراز بکشید. از یک تپه (یا کوه!) بالا بروید. یا عکاسی هوایی با دِرون را امتحان کنید.

تغییر پرسپکتیوتان به شما اجازه می دهد تا یک صحنه یکسان را از یک نقطه دید متفاوت ببینید، و این چیزی است که جلب توجه می کند!
[نکات عکاسی منظره]
۸
وقت بگذارید

علت این که من یک عکاس منظره عالی نیستم این است که وقت کافی برای گرفتن یک عکس عالی نمی گذارم. به همین سادگی. بهترین عکاسان منظره اغلب یک آخر هفته کامل را به پیاده روی به یک محل دور که ماه ها وقت صرف جستجوی آن کرده اند می گذرانند، تنها برای این که یک عکس عالی در سپیده دم بگیرند. سپس آن فایل را به خانه می آورند، و اغلب کار زیادی برای پس پردازش آن انجام می دهند تا آن را کامل و بی نقص کنند. آنها وقت و تلاش زیادی را صرف یک تصویر می کنند، و اینگونه آن را به یک عکس عالی تبدیل می کنند.

من به این زودی قصد ندارم این کار را بکنم. اما می دانم که اگر هر بار که سعی می کنم یک عکس منظره خوب بگیرم کمی بیشتر تلاش کنم، چیزی بهتر از یک عکس فوری به دست خواهم آورد. با انجام تمام کارهای بالا – منتظر ماندن برای نور عالی، تغییر پرسپکتیو، اطمینان از این که یک پس زمینه قوی دارم – و وقت گذاشتن، بهترین شانس را برای گرفتن عکسی خواهم داشت که به گذاشتن آن بر روی دیوارم افتخار می کنم!

امیدوارم از این نکات سریعی که من در طول مسیر یاد گرفته ام لذت برده باشید. عکس های منظره ای که من گرفتم هیچ جایزه ای نبرده اند، اما یادگاری های زیبایی از برخی ماجراهای بزرگ زندگی من هستند – و این دقیقا همان چیزی است که من می خواهم. شما می توانید تنها با کمی تلاش بیشتر عکس های بهتری از سفرهای خود بگیرید، و یک عمر از نتایج کار خود لذت ببرید.
[نکات عکاسی منظره]

نویسنده: لورن لیم (Lauren Lim)

منبع:

لنزک

برچسب ها: آتلیه کودک , عکاسی کودک , عکس کودک , آتلیه عکاسی کودک , بهترین آتلیه کودک , آتلیه کودک شهرک غرب ,

[ بازدید : 52 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 23:34 | نویسنده : آتلیه کودک |

آموزش عکاسی در شرایط ابری

بله در روز های ابری هم می توان عکس های خوبی گرفت. در نگاه اول، رنگ خاکستری یکنواخت و نبودن سایه می تواند ناخوشایند باشد، و حتی در خوشبین ترین عکاسان نیز یک حس افسردگی ایجاد کند. اما نگران نباشید، شما می توانید در هوای ابری عکاسی کنید و تصاویر عالی ایجاد کنید، فقط باید کمی متفاوت فکر کنید. در این مقاله نگاهی به چند گزینه برای https://www.digikala.com/Search/Category-digital-camera در این نوع آب و هوا می اندازیم.

از آسمان اجتناب کنید: گاهی اوقات شما هیچ کاری نمی توانید انجام دهید تا به آن رنگ خاکستری یکنواخت روح ببخشید. اگر در چنین شرایطی بودید، دوربین را کمی به سمت پایین بگیرید و سعی کنید از آن آسمان خاکستری اجتناب کنید. به دنبال عکس هایی باشید که در آن بتوانید از پایین عکس بگیرید و از خطوط هدایتگر و الگوها برای روح بخشیدن به سوژه استفاده کنید. از یک عمق میدان زیاد و کمی جذابیت پیش زمینه استفاده کنید تا یک حس عمق و کنتراست به عکس ببخشید.آتلیه عکاسی بارداری
آسمان را بهبود ببخشید: اگر کمی شفافیت در آسمان وجود دارد، سعی کنید با استفاده از یک فیلتر کاهنده نور (ND) آن را بهبود ببخشید. ممکن است لازم باشد از یک فیلتر قوی برای برجسته کردن جزئیات استفاده کنید، اما می توانید آن آسمان کسل کننده و بی روح را به یک چیز کاملا با احساس تبدیل کنید. این تکنیک به خصوص در حالت سیاه و سفید خوب جواب می دهد، اما به یاد داشته باشید که قبل از فشار دادن دکمه شاتر به صورت سیاه و سفید فکر کنید.
[عکاسی در شرایط ابری]

یک فیلتر ND تدریجی چرخیده برای پوشاندن سمت چپ بالا به آسمان کمی شفافیت بخشید

به خیابان ها بروید: روزهای ابری می تواند زمان واقعا خوبی برای گرفتن تصاویر کاندید و خیابانی باشد. شما مجبور نیستید با طیف وسیعی از کنتراست (اختلاف نوری زیاد بین نواحی تاریک و روشن تصویر) سر و کار داشته باشید، منتظر باشید تا سوژه از سایه به مکانی با نور نه چندان ایده آل اما بهتر بیرون آید. نور یکنواخت و ثابت به این معنی است که شما می توانید بهترین مکان ها و ترکیب بندی ها را برای به دست آوردن تصاویر خیابانی عالی پیدا کنید. باز هم عکس های خیابانی سوژه ای عالی برای تصاویر سیاه و سفید هستند.

رنگ های نرم و ملایم: اگرچه نور آفتاب به تمام رنگ ها وضوح و اشباع می بخشد، اما نور در هوای ابری به شیوه ای دلپذیر رنگ های ملایم و محو را برجسته می کند. به دنبال مکان هایی با رنگ های ظریف بگردید، به خصوص جایی که در آن چند رنگ متضاد در کنار هم وجود داشته باشد. این کار به خصوص اگر محدوده اطراف سوژه اصلی کسل کننده یا خاکستری باشد خوب جواب می دهد.

بیشتر بخوانید: تاثیر رنگ های متضاد در برجسته کردن عکس ها
[عکاسی در شرایط ابری]

رنگ های ملایم و نرم این خیابان در بروژ بلژیک، در نور هوای ابری به خوبی برجسته شده اند.

یک سوژه رنگی خیلی خوب در این نوع نور، گل ها هستند. نور نرم و یکنواخت به گل ها شفافیت و فرم می دهد و همچنین رنگ های طبیعی را ثبت می کند.

حیات وحش: علاوه بر گل ها، یک سوژه عالی دیگر در روزهای ابری خاکستری، حیات وحش است. در روزهای آفتابی، نور شدید می تواند سایه هایی در میان صورت و بدن سوژه شما ایجاد کند، نور نرم یک روز ابری به این معنی است که شما می توانید تمام جزئیات حیوان را به وضوح ببینید. این چیزی شبیه داشتن یک سافت باکس بسیار بزرگ است که سوژه شما را روشن می کند. در اینجا هم مشکلات به دلیل سطح نور کم هستند و ممکن است لازم باشد ایزوی خود را کمی افزایش دهید تا سرعت شاتر مناسب را حفظ کنید.

لنزک: در روز های ابری، ابر ها همچون یک سافت باکس طبیعی بزرگ عمل کرده و به شما نور نرم یکنواختی می دهند.
[عکاسی در شرایط ابری]

نور نرم به خزهای بدن پنگوئن ها و جزئیات قسمت های سیاه رنگ، شفافیت می بخشد.

پرتره: به شیوه ای مشابه با حیات وحش، پرتره های فضای باز نیز سوژه ای عالی برای عکاسی در شرایط ابری هستند. در روزهای به شدت ابری شما می توانید به سراغ سبک پرتره سیاه و سفید مرموز (مبهم) بروید، که اغلب محیط اطراف شما را در برگرفته است. در روزهای کمتر ابری، پرتره های چهره نزدیک خوب از کار در می آیند، شاید با استفاده از یک فلاش خارج از دوربین برای اضافه کردن یک مدلسازی نور و نورهای کلیدی به صورت. این عکس ها در حالت رنگی خوب از کار در می آیند، نور نرم یک اثر نقاشی مانند به پوست مدل می دهد.

HDR: در حالیکه عکاسی در محدوده دینامیکی بالا اغلب برای گسترش محدوه دینامیکی در یک روز آفتابی روشن استفاده می شود، اما می تواند به همان اندازه برای اضافه کردن کنتراست و اشباع به تصاویر گرفته شده در روزهای ابری کسل کننده نیز خوب باشد. رمز کار، همانند تمام تصاویر HDR، ظریف بودن است. ما به دنبال یک تصویر طبیعی هستیم که کنتراست آن توسط HDR افزایش یافته است.
[عکاسی در شرایط ابری]

استفاده ظریف از HDR شفافیت بیشتری به یک تصویر می بخشدآتلیه کودک

دلایل زیادی وجود دارد که در روزهای ابری افسرده نشویم، ما برخی از آنها را در بالا ذکر کردیم اما این لیست منحصر به فرد نیست. گاهی اوقات بهترین راه برای غلبه بر روزهای خاکستری این است که تنها دوربین خود را بردارید و بیرون بروید و ببینید چه اتفاقی می افتد.

نویسنده: جیسون راو (Jason Row)

منبع:

لنزک


برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 45 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 23:35 | نویسنده : آتلیه کودک |

آموزش عکاسی: ۶ نکته برای بوکه های بهتر

به طور معمول چیزی که در یک عکس خوب توجه ما را به خود جلب می کند، چیزی است که در فوکوس قرار دارد. اما آیا تا به حال شده که به یک عکس نگاه کنید و متوجه شوید که قسمت های خارج از فوکوس چقدر زیبا هستند؟ گاهی اوقات قسمت های خارج از فوکوس ممکن است مانند یک توده نرم زیبا از تاری به نظر برسند. مواقع دیگر ممکن است به صورت ردیف خیره کننده بی پایانی از جرقه های درخشانی به نظر برسند که صحنه را پر می کنند. در این مطلب لنزک به آموزش ۶ نکته برای دست یافتن به بوکه های بهتر خواهیم پرداخت.
[عکاسی بوکه]

ISO 125, 70mm, f/2.8, 1/800s

«بوکه ویژگی زیبایی شناختی ماتی ایجاد شده در بخش های خارج از فوکوس تصویر است» (از ویکی پدیا).

در این مقاله ما نگاهی به چند تکنیک مختلف برای به دست آوردن بوکه های بهتر در عکس ها می اندازیم. یک نکته که باید در ذهن داشته باشید این است که اغلب بهترین بوکه ها از ترکیب تکنیک ها به دست می آیند!
[عکاسی بوکه]

ISO 160, 35mm, f/1.6, 1/800s
1
از فاصله نزدیک تر از سوژه خود عکس بگیرید

هرچه به سوژه خود نزدیک تر باشید، پس زمینه بیشتر خارج از فوکوس خواهد بود.

اکنون مشکل این است که لنز دوربین معمولا دارای حداقل فاصله فوکوس است (نقطه ای که در آن لنز دیگر نمی تواند فوکوس کند، چون شما بیش از حد به سوژه خود نزدیک هستید). شما می توانید با عکاسی از سوژه از نزدیک ترین فاصله ای که می توانید، بدون نزدیک تر رفتن از حداقل فاصله فوکوس، میزان تاری پس زمینه خود را به حداکثر برسانید.
[عکاسی بوکه]

ISO 100, 50mm, f/1.6, 1/500s
2
فاصله سوژه تا پس زمینه را زیاد کنید

اولین غریزه شما هنگام عکاسی از اشخاص ممکن است این باشد که آنها را مستقیما در مقابل یک پس زمینه قرار دهید (مانند ایستادن در مقابل یک دیوار). گرفتن چنین عکس هایی خوب است، اما در این صورت بوکه زیادی به دست نخواهید آورد (اگر اصلا وجود داشته باشد)، و سوژه های شما قطعا زیاد در برابر پس زمینه برجسته نخواهند شد.

شما می توانید میزان تاری پس زمینه را با دورتر کردن سوژه خود از پس زمینه، افزایش دهید. هرچه فاصله بین سوژه و پس زمینه را بیشتر کنید، پس زمینه بیشتر مات می شود.
[عکاسی بوکه]

ISO 800, 200mm, f/5.6, 1/800s
3
با فواصل کانونی طولانی تر عکس بگیرید

لنزهای دارای فواصل کانونی طولانی تر (مانند ۲۰۰mm) نسبت به لنزهای دارای فواصل کانونی کوتاه تر (مانند ۲۴mm)، سوژه را بیشتر از پس زمینه جدا می کنند – با کاهش عمق میدان پس زمینه مات تری به شما می دهند. این می تواند به تاکید بر ظاهر بوکه در یک عکس کمک کند.

بنابراین، اگر از یک لنز زوم مانند ۱۸-۵۵mm استفاده کنید، آن وقت عکاسی در ۵۵mm بوکه را به حداکثر خواهد رساند!
[عکاسی بوکه]

ISO 200, 35mm, f/1.6, 1/2500s
4
با یک دیافراگم سریع عکس بگیرید

عکاسی با دیافراگم های سریع تر (f/1.4، f/1.8، f/2.8) می تواند به ایجاد عمق میدان کمتر کمک کند. هرچه دیافراگم شما بازتر باشد (اعداد f کوچک)، عمق میدان شما کمتر خواهد بود. ایجاد یک عمق میدان کم اجازه خواهد داد تا میزان بیشتری از تصویر شما خارج از فوکوس باشد – که پتانسیل ایجاد بوکه را افزایش می دهد.

این می تواند کمی گمراه کننده باشد، چون تنها عکاسی در f/1.4 تضمین نمی کند که شما در عکس های خود بوکه داشته باشید. به عنوان مثال، اگر از سوژه ای عکس می گیرید که خیلی دور است (مانند یک کوه)، آن وقت حتی اگر با یک دیافراگم سریع هم عکس بگیرید، هیچ بوکه ای به دست نمی آورید. چرا اینطور است؟ چون وقتی سوژه شما دور است، لنز دوربین بر روی بینهایت فوکوس خواهد کرد، و همه چیز در عکس در فوکوس خواهد بود. اگر همه چیز در عکس در فوکوس قرار داشته باشد، هیچ بوکه ای وجود نخواهد داشت.

بعضی از لنزها مانند لنزهای کیت، دیافراگم های بسیار سریع ندارند. به عنوان مثال یک لنز ۱۸-۵۵m ممکن است دیافراگم f/3.5-f/5.6 داشته باشد. این بدین معنی است که وقتی لنز در ۱۸mm است، بزرگترین دیافراگم f/3.5 است، اما وقتی که شما تا ۵۵mm زوم می کنید، بیشترین مقداری که دیافراگم اجازه دارد باز شود f/5.6 است. در این وضعیت، بهترین کاری که باید برای به دست آوردن بهترین بوکه انجام دهید این است که در ۵۵mm در f/5.6 عکس بگیرید. فاصله کانونی طولانی تر ۵۵mm (حتی در f/5.6) نسبت به تنظیم لنز بر روی f/3.5 در ۱۸mm، کار بهتری برای ثبت بوکه خواهد بود.

لنزک: به یک دیافراگم باز مثل f/1.4 سریع گفته می شود چراکه امکان انتخاب یک سرعت شاتر سریع را می دهد.
[عکاسی بوکه]

ISO 50, 55mm, f/1.8, 1/320s
5
یک چیز درخشان در پس زمینه/ پیش زمینه خود قرار دهید

زمانی که شما ترکیبی از هایلایت ها و سایه ها را داشته باشید (به عنوان مثال، فیلتر نور خورشید از میان یک درخت)، بوکه دراماتیک تر به نظر می رسد. هایلایت های (قسمت های روشن) خارج از فوکوس بوکه ای ایجاد می کنند که درخشان به نظر می رسد. داشتن ترکیبی از سایه ها کمک می کند تا آن هایلایت های درخشان برجسته شوند. اگر شما مجموعه ای از چراغ های ال ای دی داشته باشید که در اطراف آویزان شده اند، به راحتی می توانید ایجاد بوکه را تجربه کنید. نور میان درختان و آب اسپری شده نیز سوژه های جالبی هستند.

همچنین اغلب می توانید بافت ها و الگوهای جالبی بر روی زمین پیدا کنید که بوکه های جالبی ایجاد می کنند. این در واقع برای عکاسی پرتره مفید است – که بتوانید به سرعت در هر جایی که ایستاده اید یک پس زمینه جالب ایجاد کنید. نور روی چمن ها، صخره ها، یا شن و ماسه در هنگام غروب آفتاب نیز بوکه های واقعا زیبایی ایجاد می کند!
[عکاسی بوکه]

ISO 1600, 35mm, f/1.6, 1/125s
6
تعادل را پیدا کنید

آیا چیزی تحت عنوان بوکه بسیار زیاد وجود دارد؟ بله!

ببینید، اگر شما تمام تکنیک های بالا را با هم ترکیب کنید، می توانید بوکه ای ایجاد کنید که ذهن مردم را تحت تاثیر قرار خواهد داد! بوم!

اما چیزی که باید در مورد آن فکر کنید این است که بوکه در واقع چطور عکس شما را ارتقاء می دهد. آیا توجه بیننده را از سوژه شما منحرف کرده و کاملا نمایش را می دزدد؟ ثبت بوکه در تصاویرتان خوب است، اما اگر بوکه قرار است یک المان پشتیبان در ترکیب بندی شما باشد، آن وقت این وظیفه شماست که تعادل را پیدا کنید.

هنگامی که آن تعادل را پیدا کنید، بوکه قطعا کمی جادو به عکس شما اضافه می کند!
لنزهای توصیه شده برای بوکه

اگرچه شما می توانید با هر لنزی عکس های دارای بوکه بگیرید، اما داشتن لنزی با حداکثر دیافراگم سریع (بیشینه گشودگی دیافراگم زیاد) قطعا یک مزیت است. لنزهای دارای دیافراگم سریع معمولا لنزهای پرایم هستند (با یک فاصله کانونی ثابت، بدون زوم).

یک توصیه کلی برای به دست آوردن بوکه خوب این است که با یک لنز ۵۰mm f/1.8 عکس بگیرید.

هنگام استفاده از یک لنز ۵۰mm بر روی یک دوربین فول فریم، متوجه خواهید شد که این یک فاصله کانونی کاملا متنوع است که می تواند در بسیاری از شرایط مختلف مورد استفاده قرار گیرد. برای دوربین های APS-C یا کراپ سنسور، ۵۰mm هنوز هم یک فاصله کانونی فوق العاده است، به خصوص برای پرتره، اما ممکن است برای

عکاسی با هدف کلی کمی بیش از حد بلند باشد و خیلی نزدیک به نظر برسد (در این صورت اگر یک دوربین کراپ سنسور دارید، یک لنز ۳۵mm را چک کنید که فاصله کانونی معادل با یک لنز ۵۰mm بر روی یک دوربین فول فریم را به شما خواهد داد).آتلیه نوزاد

امیدوارم این آموزش مورد توجه شما قرار گرفته باشد. حالا بروید بیرون و شروع به آزمایش ایجاد بوکه کنید! موفق باشید!
آتلیه عکاسی بارداری
پ.ن: یک نکته نهایی: شما در واقع می توانید با ایجاد فیلترهایی که به جلوی دوربین خود وصل می کنید، شکل بوکه را تغییر دهید (شکل قلب، شکل ستاره، و غیره).

نویسنده: راب لیم (ROB LIM)

منبع:

لنزک

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 45 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 22:59 | نویسنده : آتلیه کودک |

بدون این سه مورد عکاسی حرفه ای انجام ندهید

ترسناک ترین چیزی که تا به حال در طول یک جلسه عکاسی برای من اتفاق افتاده، در رفتن زانویم نبوده است. شکستن دوربینم بود، درست زمانی که زوج مشتری من داشتند با خوشحالی در لباس عروسی خود وارد آب اقیانوس می شدند. من بلافاصله احساس معده درد کردم، قلبم درون قفسه سینه ام افتاد، و عرقی که از صورتم روانه شد، هیچ ارتباطی با خورشید داغ مکزیک نداشت. اما به جای متوقف کردن جلسه، من به سمت کیف دوربینم رفتم، دوربین پشتیبانم را بیرون آوردم، و به عکاسی ادامه دادم، بدون این که آنها حتی متوجه این موضوع شوند.آتلیه نوزاد

(خب، اگر بخواهم کاملا صادقانه بگویم، فکر می کنم که رفتم دوربین همسرم را گرفتم و او را مجبور کردم به سمت کیف دوربین برود، چون من گاهی اوقات تنبل می شوم. اما اگر فقط خودم آنجا بودم، این کاری بود که انجام می دادم!)

با این حال، درسی که از این اتفاق می توان گرفت ساده است: اگر دارید عکاسی حرفه ای انجام می دهید (از جمله عکس هایی که فقط برای کسب درآمد نیستند، بلکه برای مجموعه نمونه کار یا تجارت خدمات شما نیز هستند)، به پشتیبان نیاز دارید.

اینها سه چیزی هستند که شما قبل از انجام عکاسی حرفه ای نیاز دارید:
۱
تجهیزات پشتیبان
[عکاسی حرفه ای]

تصور کنید که دارید عکس می گیرید، و دوربینتان می شکند یا خراب می شود. به هر حال ممکن است اتفاق بیفتد، همیشه. اگر تجهیزات پشتیبان نداشته باشید، باید به مشتریان خود بگویید که عکاسی کنسل است. اکنون این سناریو را از دید مشتریان خود تصور کنید. آنها وقت و انرژی زیادی را صرف آماده شدن برای آن جلسه کرده اند. عصبی هستند و امیدوارند که تصاویر خوب از کار دربیایند. آنها پولی را که به سختی به دست آورده اند روی این کار سرمایه گذاری کرده اند. و آن وقت دوربین عکاس می شکند و آنها مجبورند همه این کارها را دوباره انجام دهند؟ قطعا اعتماد به نفسشان تقویت نمی شود!

تجهیزات پشتیبان ضروری است. اینها چیزهایی هستند که شما نیاز دارید:
دوربین پشتیبان:

این مورد خیلی مهم است. برای هر جلسه عکاسی حرفه ای شما به یک دوربین پشتیبان نیاز دارید. اگر دو عکاس هستید، باید یک دوربین پشتیبان برای هر عکاس داشته باشید (به خصوص در یک مراسم عروسی که وجود دو عکاس بسیار ضروری است). برای یک جلسه پرتره، احتمالا فقط یک دوربین پشتیبان کافی است.

دوربین پشتیبان لازم نیست درست همانند دوربین اصلی شما باشد. در مراسم های عروسی ما با دوربین های فول فریم عکس می گرفتیم و پشتیبان ها دوربین های کراپ سنسور قدیمی تر ما بودند. آنها هنوز کار می کنند و تصاویری با کیفیت خوب به ما می دهند، و این همان چیزی بود که اهمیت داشت.

وقتی شما تازه کار را شروع می کنید، به سختی می توانید از عهده خرید یک دوربین حرفه ای بربیایید، چه برسد به دو تا. بنابراین برای چند جلسه عکاسی اول خود می توانید یک دوربین از یک دوست قرض کنید، یا یکی کرایه کنید. در هر صورت، کاملا مطمئن شوید که آن دوربین را محض احتیاط به همراه داشته باشید. ما فقط همان یک بار که به خاطر می آوریم مجبور شدیم از دوربین پشتیبان استفاده کنیم، اما مطمئن باشید از این که آنها را به خاطر آن یک لحظه، در تمام جلسات عکاسی به دنبال خود کشیده بودیم خوشحال بودیم.

آخرین نکته در این مورد: اگر از یک مراسم عروسی عکاسی می کنید، نمی توانید آن دوربین پشتیبان را در ماشین خود بگذارید. اگر در وسط مراسم دوربین اصلی شما شکست یا دچار مشکل شد، قطعا وقت ندارید که بروید آن را بردارید. آن دوربین باید دقیقا کنار شما باشد تا بتوانید آن را راحت عوض کنید و اولین بوسه را از دست ندهید.
کارت ها و باتری های پشتیبان:

شکستن دوربین شما اتفاق بدی است، اما احتمالا تقصیر شما نیست. اما اگر کارت های حافظه و باتری شما در طول یک جلسه عکاسی تمام شوند چطور؟ این باعث می شود شما کاملا غیر حرفه ای به نظر برسید، اینطور فکر نمی کنید؟ (البته من خیلی مودبانه گفتم). کارت های حافظه بیشتری از آنچه که احتمالا می توانید پر کنید، و باتری های اضافه کاملا شارژ شده برای هر دوربین، و فلاش هایتان اگر از آنها استفاده می کنید، به همراه داشته باشید. اینجا جای مضایقه و صرفه جویی نیست. شارژ باتری ها ممکن است به راحتی درست در زمانی که به آنها نیاز دارید خالی شوند، و کارت های حافظه می توانند خیلی سریع پر شوند.

ما برای باتری های پشتیبان خود باتری های مارک Watson را از B&H می خریم. آنها به اندازه مارک Canon شارژ نگه نمی دارند، اما بسیار ارزان ترند و به مرور زمان من فکر می کنم که معامله بهتری هستند.

اما برای کارت های حافظه کارت غیر مارک نخرید. باتری ای که خیلی زود خراب می شود اعصاب خردکن است. اما کارت حافظه ای که خراب می شود می تواند به این معنی باشد که شما عکس های مشتری ها را از دست می دهید. برای کارت های حافظه از مارک Sandisk یا Lexar استفاده کنید.
لنزهای پشتیبان:

در مورد لنزها وضعیت کمی متفاوت است. شما نمی توانید از هر لنزی دو تا با خود به این طرف و آن طرف بکشانید، اما باید مطمئن شوید که بیش از یک لنز با خود به همراه داشته باشید که بتوانید جلسه عکاسی را با آن انجام دهید. بنابراین فقط با یک لنز ۵۰mm و یک لنز فیش آی به آنجا نروید. یک لنز رده متوسط را برای وقتی که کسی لنز ۵۰mm عزیز شما را روی آسفالت انداخت در ماشین خود داشته باشید.
۲
برنامه پشتیبان
[عکاسی حرفه ای]

برای تمام مراسم های عروسی ما یک برنامه پشتیبان برای احتمال بارش باران داریم. من فکر می کنم ما شاید فقط دو یا سه بار از آن برنامه ها استفاده کردیم. و همین کافی بود تا بفهمیم باید برای هر مراسم عروسی یک برنامه پشتیبان داشته باشیم. اما شما قطعا نمی خواهید در بزرگترین روز زندگی کسی به این موضوع پی ببرید.

برای مراسم های عروسی، برنامه پشتیبان باید خیلی قوی باشد. شما به برنامه ای نیاز دارید که اگر بیرون باران می بارید بتوانید کار گرفتن پرتره ها را انجام دهید. چتر یک برنامه پشتیبان به حساب نمی آید.

برای پرتره ها، کارهای تجاری، و امثال آن، انعطاف بیشتری دارید. اگر باران می بارد، معمولا می توانید دوباره برنامه ریزی کنید. اما در طول عکاسی خود به مکان های پشتیبان و ایده های پشتیبان نیاز دارید، در صورتی که بعضی از آنها آنطور که شما انتظار داشتید پیش نرفتند. در حین انجام برنامه ریزی و پیدا کردن محل، مطمئن شوید که نقاط و ایده های بیشتری از آنچه که واقعا استفاده خواهید کرد، داشته باشید!
۳
سیستم پشتیبان
[عکاسی حرفه ای]

و مهم ترین پشتیبان، و موردی که اغلب نادیده گرفته می شود: وقتی که آن عکس ها را به خانه آوردید، مطمئن شوید که یک سیستم پشتیبان آماده داشته باشید تا بلافاصله آنها را در یک جای امن قرار دهید. شما به سه کپی از فایل ها، بر روی سه درایو مختلف نیاز دارید که یکی از آن ها باید در اسرع وقت به جای دیگری منتقل شود.

بله، این کار هزینه بیشتری از لحاظ خرید هارد درایوهای بیشتر برای شما خواهد داشت. و هر چند سال یک بار هم باید آنها را عوض کنید. اما اگر می خواهید یک عکاس حرفه ای باشید، در اینجا نمی توانید مضایقه کنید. نمی توانید از میانبر بروید. مشتریان شما برای این کار به شما اعتماد کرده اند، بنابراین باید این کار را انجام دهید، و درست هم انجام دهید.

همانطور که می بینید، یک عکاس حرفه ای مسئولیت پذیر بودن به معنی داشتن پشتیبان است: تجهیزات، برنامه ها و سیستم ها. علت آن این است که یک عکاس حرفه ای کسی است که برای هر نتیجه ای برنامه ریزی می کند تا مطمئن شود که عکاسی تا حد امکان بدون هیچ مشکلی پیش می رود. در یک دنیای کامل و بی نقص شما هیچ وقت مجبور نیستید از تجهیزات پشتیبان خود استفاده کنید، برنامه های شما بدون مشکل پیش می روند و هوا عالی خواهد بود، و هارد درایوهای شما هیچ وقت مشکلی پیدا نمی کنند.عکاسی کودک
اما ما در چنین دنیایی زندگی نمی کنیم: عکاسان حرفه ای این را می دانند، و برای آن برنامه ریزی می کنند. سپس وقتی چیزی خوب پیش نرفت، می توانند آن را با لبخند بر روی صورتشان کنترل کنند، و باز هم کار را انجام دهند.

نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزک

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 45 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 22:58 | نویسنده : آتلیه کودک |

۷ چیز ضروری که هر عکاسی باید یاد بگیرد

فرق بین یک عکس خوب و یک عکاس خوب چیست؟ تفاوت در ثبات و پایداری است. برای همه ما پیش آمده که به طور شانسی یک عکس خوب گرفته باشیم. شما کاملا مطمئن نیستید که چطور موفق به گرفتن آن شدید، اما همه چیز به طرز جادویی در جای خود قرار گرفت و شما تصویری را ثبت کردید که باعث می شود احساس کنید یک ستاره به تمام معنا هستید. اما مهم این است که بتوانید آن هیبت و شکوه را دوباره تکرار کنید… بارها و بارها. این کاری است که عکاسان عالی می توانند انجام دهند.

پس عامل موفقیت چیست؟ خوش شانسی؟ گرفتن یک تریلیون عکس به طوری که چند تا از آن عکس های خوب اتفاقی در بین آنها باشد؟

نه. همه چیز به لیست کوتاهی از اصول و قواعد برمی گردد. اینها چیزهایی هستند که عکاسان می دانند، به طوری که وقتی زمان آن فرا رسد، می توانند این اطلاعات را وارد عمل کنند تا به آنها کمک کند آن تصاویر برنده را بگیرند.

پس می خواهید عکس های عالی بگیرید؟ می خواهید به عنوان یک عکاس پیشرفت کنید؟ این جایی است که باید از آن شروع کنید.
۱
دوربین خود را بشناسید
[نکات ضروری عکاسی]

آیا فکر می کنید برخی عکاسان حرفه ای وجود دارند که به طور کامل نمی دانند چطور دوربین خود را کنترل کنند؟ درست است. من از کجا می دانم؟

قبلا خودم یکی از آنها بودم.

بله، این یک اعتراف زشت بزرگ است، اما حقیقت دارد. ما با عکاسی در مُد اولویت دیافراگم شروع کردیم، و اجازه دادیم دوربین به جای ما فکر کند.

ما فکر می کردیم این کار آسان تر و سریع تر از یادگیری تمام آن مسائل تکنیکی ترسناک است.

و شما می توانید برای مدتی به این شیوه ادامه دهید. دوربین ها از همیشه هوشمندتر شده اند، و می توانند برای شما خیلی دقیق عمل کنند. اما ندانستن این مسائل تکنیکی شما را عقب نگه می دارد، و در رده «عکاسی شانسی» قرار می دهد.

چیزی که من اینجا دارم در مورد آن صحبت می کنم، نیاز به درک ویژگی های ضروری دوربین و لنزتان است، و دانستن این که چطور این امر بر روی ظاهر تصاویر شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور تغییر دیافراگم بر ظاهر عکس شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور سرعت شاتر خود را تنظیم کنید تا نتایجی که می خواهید را به دست آورید.

شما باید بتوانید ایزویی را انتخاب کنید که مناسب شرایط شما باشد.

و آن وقت، بر اساس ویژگی های دوربین خود، باید در مورد مُدهای درایو، تراز سفیدی، فوکوس، مُدهای تثبیت کننده و غیره بدانید.

خوشبختانه این مسائل آنقدر که به نظر می رسد دشوار نیستند. در واقع شما می توانید تمام آنها را تنها در چند ساعت یاد بگیرید. وقتی این کار را انجام دادید، آماده اید تا به مرحله بعدی بروید.
۲
درک نوردهی
[نکات ضروری عکاسی]

زمانی که شما درک دقیقی در مورد دیافراگم، سرعت شاتر و ایزو، و این که چطور بر ظاهر عکس های شما تاثیر می گذارند پیدا کردید، باید همه آنها را در کنار هم قرار دهید و یاد بگیرید که آنها چطور با هم تعادل پیدا می کنند تا بتوانید یک نوردهی خوب ایجاد کنید.

یکی از سخت ترین چیزها این است که بفهمید منظور افراد از یک «نوردهی خوب» چیست. برخی از افراد فکر می کنند که تنها یک نوردهی درست و یک نوردهی اشتباه وجود دارد و اگر آن را اشتباه به دست آورید یک احمق هستید.

این طرز فکر احمقانه است.

و اگر به اینترنت مراجعه کنید و سعی کنید تعریف روشنی به دست آورید؟ ها، موفق باشید! همه آن تعریف ها فوق العاده گیج کننده هستند، و واقعا به اصل نحوه ایجاد یک نوردهی خوب نمی پردازند.

(نوردهی مورد علاقه من «شدت نوری که بر روی یک فیلم عکاسی می افتد ضرب در زمانی که نوردهی می شود است»… اوه… پس من به یک ماشین حساب نیاز دارم؟)

بنابراین ما تعریف خودمان را از نوردهی ارائه دادیم:

یک نوردهی خوب، میزان روشنایی است که می خواهید تصویر داشته باشد.

اگر از چیزی که شما می خواهید روشن تر باشد، زیاد نوردهی شده است. اگر تاریک تر از چیزی که شما می خواهید باشد، ناکافی نوردهی شده است.

ساده است.

در نهایت، همه چیز به تصمیم خلاقانه شما بستگی دارد. شما عکاس هستید. اما باید بدانید چطور همه چیز را تنظیم کنید تا به نوردهی مورد نظر خود دست یابید، و چطور از دوربین خود برای کمک به فهمیدن آن استفاده کنید.
۳
تسلط بر نور
[نکات ضروری عکاسی]

اجازه دهید با گفتن این جمله شروع کنم که من فکر نمی کنم هیچ کس واقعا بتواند کاملا بر نور مسلط شود (شاید به استثنای خدای یونانی آپولو). ما عکاسان برده های خوشحال و مشتاق نور هستیم. بدون آن ما نمی توانیم کارمان را انجام دهیم. و نور می تواند یک ارباب بی ثبات و بی دوام باشد (به خصوص اگر از نور طبیعی استفاده کنید).

اما یادگیری در مورد نور، درک جنبه ها و ظرافت های مختلف آن، دانستن نحوه کار با آن در هر شرایطی، ایجاد آن، دنبال کردن آن… خب، اینها واقعا پیگیری های مادام العمر عکاس هستند. ما هیچ وقت واقعا تسلط کامل پیدا نمی کنیم، اما ممکن است با سالها تمرین، به آن نزدیک شویم.

از کجا شروع کنیم؟ ساده است. از بیرون. زمانی که قدم به بیرون می گذارید، فرصت های نورپردازی بی شماری در انتظار شما هستند. آیا می توانید در نور شدید هنگام ظهر عکس بگیرید؟ در نور ساعت طلایی؟ پس از غروب خورشید؟ زمانی که ستاره ها ظاهر می شوند؟

سپس به داخل خانه برگردید. از نور پنجره ها استفاده کنید. تنوع نامحدودی آنجا وجود دارد، و در چنین سناریوی ساده (اما پیچیده) ای شما کم کم می توانید نکات ظریف تری را یاد بگیرید.

برای ادامه یادگیری آماده اید؟ ایجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان کنید (مثل یک جادوگر!) یاد بگیرید که چطور از یک فلاش اکسترنال استفاده کنید. چند لامپ استودیویی کرایه کنید، قرض بگیرید یا بخرید، و شروع به ایجاد تنظیمات نورپردازی خودتان بکنید.

به جستجوی نور ادامه دهید، به یادگیری در مورد آن ادامه دهید، و به قرار گرفتن در شرایط نوری جدید ادامه دهید. این کار یک عمر ماجراهای عکاسی، و بیش از چند تصویر عالی برای شما به ارمغان خواهد آورد.
۴
کاوش عمق میدان
[نکات ضروری عکاسی]

خیلی خب، خیال بافی در مورد نور کافی است. بیایید وارد عمل شویم.

عمق میدان بخش بزرگی از عکاسی شماست که احتمالا تا حد زیادی آن را دست کم می گیرید.

من می دانم، چون خودم آن را دست کم گرفته ام. و می دانم که هنوز هم این کار را می کنم. شما چطور؟

عمق میدان یکی از آن چیزهایی است که در ابتدا ساده به نظر می رسد، و هرچه بیشتر یاد می گیرید پیچیده تر می شود. اما یادگیری در مورد آن، حتی در سطح پایه، تغییر زیادی در کار شما ایجاد خواهد کرد.

به عنوان مثال، شما بدون این که اول در مورد عمق میدان یاد بگیرید، ممکن است فکر کنید که برای به دست آوردن کمی تاری در پس زمینه تصویرتان، فقط باید مقدار دیافراگم خود را کم کنید.

اما فاصله کانونی، فاصله سوژه تا پس زمینه، و فاصله دوربین تا سوژه را در نظر نگرفتید. و با ترکیب عوامل خاص، دیافراگم شما ممکن است در واقع تاثیر بسیار کمی بر عمق میدان داشته باشد یا اصلا تاثیری نداشته باشد. این کاملا درست است. گاهی اوقات هیچ تفاوت عمق میدان قابل توجهی بین f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامی که شما کم کم می فهمید که همه اینها چطور با هم ارتباط دارند، می توانید تاری پس زمینه چشمگیری به دست آورید، حتی با یک دوربین کامپکت در یک دیافراگم زیاد، تنها با دانستن این که دقیقا چطور باید تمام متغیرها را کنترل کنید.

یک تصور غلط دیگر در مورد عمق میدان این ایده است که «عمق میدان کم همیشه بهتر است». هنگامی که تازه شروع به کار می کنید، عمق میدان کم یک تکنیک جدید و هیجان انگیز است. اما در استفاده از آن زیاده روی نکنید. تا به حال دیده اید که یک عکس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر می رسد؟ یک بوکه زیبا به راحتی می تواند حواسمان را پرت کند، و فراموش کنیم که حتی یکی از آن گردی های چشم هم در فوکوس نیست. امم، خب این کاملا درست نیست.

از دیافراگم های زیاد نترسید. یا دیافراگم های کم. در واقع، اصلا از دیافراگم نترسید. یاد بگیرید که عمق میدان چطور کار می کند، و سپس از آن به عنوان یک تصمیم خلاقانه برای درست از کار درآوردن تمام تصاویر استفاده کنید. این کاری است که یک عکاس عالی انجام می دهد. آنها گزینه های خود را می دانند، و از تمام آنها استفاده می کنند. مطلب پیشنهاد شده در پایین شما را با تمام عوامل تاثیرگذار بر عمق میدان آشنا می کند.

بیشتر بخوانید: عمق میدان را عمقی یاد بگیرید
۵
شناخت پرسپکتیو

این شاید یکی از تحسین شده ترین موضوعات در عکاسی است. به بیان ساده، پرسکتیو مربوط به روابط فضایی بین اجسام در کادر شماست – اندازه های آنها، قرارگیری آنها، و فضای بین آنها. تمام این تعیین موقعیت ها شیوه ای که بیننده شما صحنه را تفسیر می کند را تغییر می دهند. این ممکن است باعث شود همه چیز سه بُعدی تر به نظر برسد، و یک حس عمق به عکس بدهد، یا ممکن است همه چیز را تخت و مسطح کند.

بنابراین چرا این موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته است؟ چون پیچیده است! یا حداقل در نگاه اول می تواند پیچیده باشد.

بیایید ساده شروع کنیم. زمانی که شما عکس می گیرید، جایی که در آن قرار می گیرید یک تصمیم بسیار مهم است. این چیزی است که پرسکتیو شما را تعیین می کند. و تغییر پرسپکتیو می تواند عکس شما را از یک تصویر معمولی به یک تصویر کاملا جذاب تبدیل کند.

شناخت پرسکتیو به تمرین و آزمایش زیادی نیاز دارد. و کمی تکان دادن پاهایتان، اینکه دولا شوید، دراز بکشید، روی یک نردبان بایستید، روی یک ساختمان بایستید، یک قدم به جلو بردارید، یک قدم به چپ بردارید. این چیزها پرسپکتیو شما را تغییر می دهند و تاثیرات عمده ای بر ظاهر و احساس عکس های شما ایجاد می کنند. آزمایش کنید. هر بار که پرسپکتیو خود را تغییر می دهید عکس بگیرید، و بعدا آنها را با هم مقایسه کنید. این کار چطور تصویر را تغییر می دهد؟

حالا فاصله کانونی چطور؟ آیا پرسپکتیو را تغییر می دهد؟ به لحاظ تکنیکی نه. این زاویه دید را تغییر می دهد (به عبارت دیگر، زاویه صحنه ای که دوربین شما ثبت می کند). لنزهای واید مقدار وسیع تری از یک صحنه را ثبت می کنند. تنها تغییر لنز پرسپکتیو را تغییر نمی دهد (هرچند ممکن است اینطور به نظر برسد). زمانی که شما تغییر لنز را با تغییر موقعیت ترکیب می کنید، پرسپکتیو تغییر می کند.
۶
غلبه بر ترکیب بندی

اکنون کمی فراتر می رویم، و وارد بحث ترکیب بندی می شویم. این یک موضوع مهم است که مربوط به نحوه سازماندهی المان های بصری کوچک مختلف در صحنه می باشد. این بحث گسترده تر از پرسپکتیو است، و شامل چیزهایی مانند نور، خطوط، اَشکال، فرم ها، رنگ ها، کادرها، بافت ها، الگوها، حرکت، بازتاب ها و غیره می باشد.

شما ممکن است «قوانین» ترکیب بندی را شنیده باشید: قانون یک سوم، فضای منفی، تعادل بصری. قوانین ترسناک، و کسل کننده به نظر می رسند، و این ایده که شما قبل از این که مجاز به عکاس بودن باشید باید بنشینید و آنها را حفظ کنید، احتمالا بسیاری از عکاسان را از غوطه ور شدن در دنیای شگفت انگیز ترکیب بندی باز می دارد.

اما من اینجا هستم تا به شما بگویم که «قوانین» در واقع قانون نیستند. آنها بیشتر شبیه دستورالعمل هستند. اینها راه هایی برای سازماندهی المان ها در کادر شما هستند که به گفتن یک داستان، انتقال یک احساس، یا جلب توجه بینندگان کمک می کنند. همه آنها چیزهای جالب و سرگرم کننده ای هستند، و چیزهای بسیار ضروری اگر بخواهید یک عکاس عالی باشید.

به عنوان مثال، آن «قانون یک سوم» که همیشه در مورد آن می شنوید. خب، این نشان می دهد که با قرار دادن سوژه در امتداد یکی از این خطوط یک سوم جادویی، یا در تقاطع خطوط (چیزی که من دوست دارم آن را یک نقطه عالی بنامم)، ناخودآگاه اهمیت آن المان را در کادر خود افزایش می دهید. و دانستن این موضوع مهم است، چون می تواند به شما کمک کند تا نگاه بیننده خود را به جایی که می خواهید هدایت کنید!

اما اگر احساس می کنید این قانون را دوست ندارید، می توانید آن را عمدا بشکنید، و سوژه خود را کاملا در مرکز کادر قرار دهید. شاید بخواهید تقارن سوژه خود را برجسته کنید. شاید یک سوژه بسیار جدی است، و قرار دادن آن در مرکز آن احساس را تقویت می کند.

این به شما، استاد عکاسی بستگی دارد. زمانی که شما در مورد ترکیب بندی بدانید، برای هر عکسی که می گیرید، انواع گزینه های جالب و سرگرم کننده مانند این را در نظر می گیرید.

۷
پس پردازش خود را عالی و بی نقص کنید

بیایید این مطلب را با موضوعی که کمی بحث برانگیز است به پایان برسانیم.

ببینید، در دنیای عکاسی دو دسته از افراد وجود دارند. کسانی که معتقدند پس پردازش (استفاده از نرم افزار برای ویرایش تصاویرتان پس از این که گرفته شدند) در بهترین حالت اتلاف وقت، و در بدترین حالت انحراف واقعیت است.

دسته دیگر معتقدند که پس پردازش ابزاری است که یک عکاس می تواند از آن استفاده کند تا با کمک آن تصاویرش بیشتر شبیه به آنچه که چشم آنها در هنگام گرفتن عکس شاهد آن بود شود، یا حالت عکس را بهبود بخشد یا یک داستان بگوید. این یک تکنیک خلاقانه است که قدمت آن به اندازه خود عکاسی است.

پس پردازش یک مهارت ضروری برای یک عکاس دیجیتال است. (حتی عکاسان فیلم هم پس پردازش انجام می دهند!)

این یک واقعیت ساده است که تصاویری که مستقیما از دوربین بیرون می آیند، چیزی جز صحنه اصلی که از آن عکس گرفته شده به نظر نمی رسند. آنها کسل کننده، تخت و بی روح هستند.

پس پردازش با تنظیم چیزهایی مانند کنتراست، روشنایی، وضوح، و اشباع، به بازگرداندن آن زیبایی کمک می کند.

سپس شما می توانید حتی از این هم فراتر بروید.

با برنامه هایی مانند لایت روم می توانید کارهایی مانند dodging و burning انجام دهید، که به معنی روشن یا تاریک کردن انتخابی بخش هایی از یک تصویر به منظور هدایت توجه بینندگان شما به جایی است که می خواهید.

اینها تکنیک های جدیدی نیستند. dodging و burning به آغاز عکاسی برمی گردند، اما در ابتدا به سختی با نوردهی بخش های مختلف چاپ برای مدت زمان های مختلف انجام می شدند.

خیلی دشوار بود، و اگر اشتباهی می کردید مجبور بودید دوباره از اول شروع کنید. dodge و burn این تصویر از اوگن اسمیت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول کشیده است!

امروزه، با لایت روم، می توانید این کار را در عرض چند ثانیه انجام دهید، و هر چقدر می خواهید آن را تنظیم کنید تا وقتی که همه چیز عالی و بی نقص شود. احساس نمی کنید خوش شانس هستید؟ می دانم که چنین احساسی دارید!
ن
نتیجه گیری

پس اینها ۷ جنبه اصلی عکاسی هستند که هر عکاس باید آنها را مطالعه کند و انجام دهد. بعضی از آنها را می توان در یک دوره زمانی کوتاه فهمید، و برخی دیگر به یک عمر نیاز دارند تا بر آنها تسلط پیدا کنید. اما این خبر خوبی است. شما چیزهای هیجان انگیز زیادی برای یادگیری پیش رو دارید!

اما آیا چیزهای دیگری هم برای یادگیری هست؟ موضوعات دیگری وجود دارند که به عکاسی شما کمک کنند؟ البته که وجود دارد! اینها فقط یک نقطه شروع هستند.

شاید بخواهید پرتره بگیرید، و آن وقت چیزهای زیادی در مورد تعامل با سوژه و روانشناسی وجود دارد که می توانید یاد بگیرید. یا شاید بخواهید به عکاسی سفر بپردازید. در این صورت انواع مختلف ژانرها، از عکاسی خبری گرفته تا عکاسی منظره دارید، و آن وقت کنجکاوی انسان شناسان برای فرهنگ و علاقه مورخان به گذشته، در گفتن داستان هایی از مکان هایی که بازدید می کنید به شما کمک خواهد کرد.عکاسی کودک

هیچ پایانی برای چیزهایی که می توانید به عنوان یک عکاس یاد بگیرید وجود ندارد، اما این ۷ موضوع برای شروع خیلی خوب هستند. پس منتظر چه هستید؟ یکی از آنها را انتخاب کنید و به سراغ آن بروید.آتلیه عکاسی بارداری
نوبت شماست
نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزک

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 48 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 22:58 | نویسنده : آتلیه کودک |

آموزش: نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی

نظریه های گشتالت (Gestalt) توسط روانشناسان آلمانی در دهه ۱۹۲۰ به رهبری ماکس ورتایمر با این باور که ذهن از گرایش های خودسازماندهی برای شکل دادن به یک «دید کلی جهانی» استفاده می کند، ایجاد شدند. این نظریه ها تلاش می کنند توضیح دهند که ما هر چیزی را که می بینیم چطور درک می کنیم و برای ایجاد یک «درک تصویری» چگونه آنها را در ذهن خود سازماندهی می کنیم. ایده اصلی این است که وقتی ما با یک صحنه آشفته از لحاظ بصری مواجه می شویم، ذهن ما آن را به الگوها و اَشکال قابل تشخیص تر ساده می کند. این نظریه ها تحت عنوان اصول گشتالت شناخته شده اند. منشأ خود کلمه گشتالت به معنی شکل دادن/ به تصویر کشیدن/ سازماندهی کردن است که به عنوان یک کل یکپارچه شده است. بنابراین، این نظریه ها اغلب به صورت «کل بزرگتر از مجموع بخش هاست» بیان می شوند، چون ذهن ما یک تصویر را در شکل کلی آن، و نه تک تک بخش های آن درک می کند. این مکانیزمی برای ذهن است که وقتی یک تصویر را می بیند دیوانه نشود. عکاسی کودک

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 15mm; f/4; 1/180 sec; ISO 400

(هوا برای کار کردن سرد است)

از آنجا که عکاسی ارائه تصویر به بیننده است، ما می توانیم زمانی که عکس می گیریم از اصول گشتالت استفاده کنیم تا تاثیر درستی در ذهن بیننده ایجاد کنیم. به این ترتیب می توانیم ایده تصویر را به شیوه ای بهتر ارائه دهیم. اصول (قوانین) گشتالت می توانند برای فهمیدن این که ادراک بصری چگونه کار می کند و چرا برخی از تصاویر بهتر از بقیه از کار درمی آیند، مفید باشد. در زیر اصول گشتالت برای عکاسی خیابانی ارائه شده است:عکاسی نوزاد


سادگی

ذهن ما یک تصویر را در ساده ترین شکل آن می بیند. قانون سادگی توضیح می دهد که ساده سازی یک تصویر برای کمک به چشم و ذهن مهم است، تا در تفسیر آنچه که ما سعی داریم نشان دهیم احساس راحتی کنند. بنابراین زمانی که ما از یک صحنه عکس می گیریم، سعی داریم ساده ترین شکل آن را پیدا کنیم تا آن را برای ذهن جالب و «هضم» آن را آسان کنیم. و بعد از مدتی، ذهن عمیق تر می شود و معنای واقعی تصویر را درک می کند.



EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 194mm; f/5.6; 1/2000 sec; ISO 400

(ربات بیگانه)

تقارن

المان های متقارن در یک تصویر به عنوان بخش هایی از یک گروه دیده می شوند. رابطه هر دو طرف به ما کمک می کند تا المان ها را به صورت یک شکل واحد درک کنیم. وقتی ما یک عکس می گیریم، می توانیم از این قانون برای ایجاد یک تصور کلی از یک تصویر کامل استفاده کنیم که در واقع شامل دو یا چند المان است. تقارن را می توان با برقراری تعادل در المان ها یا قرینه سازی آنها ایجاد کرد. با این حال، گاهی اوقات ترکیب بندی متقارن می تواند بسیار کسل کننده باشد، و این بستگی به خلاقیت ما در گرفتن تصاویر جالب و سرگرم کننده دارد.



EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/8; 1/100 sec; ISO 800

(بادکنک فروش)



EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/8; 1/1000 sec; ISO 400

(مسیر یخ زده)

شکل روی زمین

در یک تصویر، گاهی اوقات ما باید یک شیء را نشان دهیم (نقطه توجه اصلی تصویر)، اما چشمان بیننده نمی توانند به وضوح آن را ببینند چون آن شیء با پس زمینه خود ادغام می شود. قانون شکل روی زمین (Figure to Ground) به ما کمک می کند تا توضیح دهیم کدام المان به عنوان شکل دیده شده و کدام المان زمین خواهد بود. شکل، شیء یا نقطه توجه اصلی و زمین، پس زمینه پشت یا اطراف شکل می باشد. گاهی اوقات شکل همیشه یک شیء نیست، می تواند یک ناحیه باشد. ذهن ما کوچکترین یا پرکنتراست ترین (تاریک ترین یا روشن ترین) ناحیه را به عنوان شکل و ناحیه بزرگتر را به عنوان زمین خواهد دید.



EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/4.5; 1/800 sec; ISO 400

(پس از باران)



EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/500 sec; ISO 200

(کار صبح زود)

سرنوشت مشترک

قانون سرنوشت مشترک (Common Fate) توضیح می دهد که المان های بصری که با هم در یک جهت حرکت می کنند، به صورت بخشی از یک گروه واحد دیده می شوند. بنابراین، زمانی که ما یک صحنه را با گروهی از المان های در حال حرکت با یکدیگر می بینیم، ذهن ما آن را به صورت یک گروه خواهد دید، و المان های دیگری که ثابت می مانند یا در جهت دیگری حرکت می کنند، خارج از گروه در نظر گرفته خواهند شد. با درک این قانون، می توانیم تصویری از یک گروه ایجاد کنیم که در واقع شامل المان های مختلف است یا می توانیم المان هایی را از گروه حذف کنیم.



EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/1600 sec; ISO 800

(عجله)

نزدیکی

گروهی از المان ها که به یکدیگر نزدیک هستند، احتمال بیشتری وجود دارد که متعلق به یکدیگر دیده شوند، نسبت به وقتی که از هم دور باشند. بنابراین، اگر ما بخواهیم ارتباطی بین المان ها در یک تصویر ایجاد کنیم، باید آنها را نزدیک یکدیگر قرار دهیم.



EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 12mm; f/8; 1/60 sec; ISO 400

(دوستان)



EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 116mm; f/11; 1/60 sec; ISO 400

(او کیست)

شباهت

اگر المان ها شبیه یکدیگر باشند، ذهن ما آنها را متعلق به یک گروه می بیند. قانون شباهت را می توان با استفاده از رنگ، شکل، اندازه، بافت یا هر ویژگی دیگر ایجاد کرد. المان های غیر مرتبط که ویژگی های مشابهی دارند، به صورت یک گروه دیده خواهند شد. با درک قانون شباهت، می توانیم با استفاده از رنگ، شکل، اندازه یا بافت المان های غیر مرتبط، بین آنها ارتباط ایجاد کنیم. تکرار، زیر مجموعه این قانون است.



EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 65mm; f/4; 1/50 sec; ISO 100

(دوستان در سکوت)



EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/11; 1/200 sec; ISO 100

(بدون عرق ریزی)

تداوم

قانون تداوم توضیح می دهد که ذهن ما تمایل دارد اَشکال یا خطوط را فراتر از نقطه پایانشان ادامه دهد. اشیاء به عنوان یک کل گروه بندی می شوند اگر هم خط باشند یا یک خط جهت را دنبال کنند. تا زمانی که اَشکال یا خطوط ادامه دار باشند، حتی اگر بخش بخش و مجزا باشند، به صورت یک المان واحد دیده می شوند. و هرچه بخش های آنها نرمتر باشد، بیشتر آنها را به صورت یک شکل یا خطوط یکپارچه می بینیم. از تداوم مانند خطوط هدایتگر نیز می توان برای هدایت نگاه بینندگان به سمت سوژه اصلی که می خواهیم آنها ببینند استفاده کرد.



EOS 1000D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 250mm; f/5.6; 1/320 sec; ISO 400

(خارج از دسترس)



EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 13mm; f/13; 1/8 sec; ISO 400

(سفر)

خاتمه

یکی از کارهای خوبی که ذهن ما می تواند انجام دهد، توانایی کامل کردن اَشکالی است که وجود ندارند. ذهن ما تمایل به تکمیل کردن اشیاء ناتمام دارد. این قانون خاتمه است که برای توضیح این که ذهن ما چگونه می تواند فاصله بین اشیاء یا خطوطی که کامل نیستند را پر کند، مورد استفاده قرار می گیرد. ذهن ما توانایی تشخیص المان های یک تصویر را دارد، حتی اگر آن المان تنها بخشی از شیء بزرگتر باشد. در یک تصویر، اَشکال کامل می توانند کسل کننده باشند. از این رو ما می توانیم اطلاعات کافی به ذهن بدهیم تا بتواند اَشکال را شکل دهد، اما هنوز هم کمی جا برای تخیل باقی بگذاریم. با درک نظریه های گشتالت در هنگام عکاسی خیابانی، ما می توانیم تصویری با قدرت هدایت ذهن بینندگان آنطور که می خواهیم آنها ببینند، با ترکیب بندی المان های آن به شیوه ای موثر ایجاد کنیم.

یک بار دیگر تکرار می کنیم، نظریه های گشتالت در مورد ادراک و واقعیت هستند.

نویسنده: آگوس نونوت سوپریانتو (Agus Nonot Supriyanto)

منبع:

لنزک

برچسب ها: آتلیه کودک , عکاسی کودک , عکس کودک , آتلیه عکاسی کودک , بهترین آتلیه کودک , آتلیه کودک شهرک غرب ,

[ بازدید : 54 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 22:57 | نویسنده : آتلیه کودک |

آموزش شروع کار با عکاسی مفهومی

من مطمئنم که هر عکاسی تلاش می کند تا از ایجاد عکس های کسل کننده اجتناب کند. اما منظور از کسل کننده چیست؟ روش های متعددی برای تعریف این کلمه وجود دارد، اما متاسفانه، بعضی اوقات به اشتباه مفهوم مینیمالیسم به عنوان مترادفی برای کلمه کسل کننده تفسیر می شود.

مطمئنا عکسی که در آن از مینیمالیسم استفاده می شود می تواند کسل کننده باشد، اما اگر عکس فاقد جذابیت است این حاصل انتخاب عکاس است، نه به دلیل نقص سبک ذاتی. مینیمالیسم تاثیرگذار است چون یک تجربه بصری آرامش بخش برای بیننده فراهم می کند.

اینطور نیست که مینیمالیسم بهتر از سبک های دیگر باشد، فقط متفاوت است – به راحتی بیننده را جذب می کند، و عمدا غیر پیچیده است. با این حال، شما باید کمی تلاش کنید تا بتوانید عکس های مینیمالیستی خوب بگیرید.آتلیه بارداری

اینها ۵ نکته برای کمک به شماست.آتلیه نوزاد

۱

به دنبال صحنه های ساده بگردید

بدیهی به نظر می رسد، اینطور نیست؟ با تلاش برای استخراج مینیمالیسم از مناظر به وضوح شلوغ، کارها را برای خودتان سخت تر نکنید (هرچند با کمی ترکیب بندی هوشمندانه می توان این کار را کرد). تپه های کوچک و درختان تنها. دشت های باز و آسمان آبی. یک پس زمینه یکنواخت و یک سوژه تنها. این ها تنها چند مورد از سناریوهایی هستند که برای عکاسی مینیمالیسم مناسب می باشند.


عکس از مجله Rucksack در Unsplash

2

یک نقطه کانونی قوی پیدا کنید

عکس های مینیمالیستی از لحاظ بصری ناپایدار نیستند – آنها چشم را رها نمی کنند تا بی هدف در کادر حرکت کند. هر تصویر مینیمالیستی خوب شامل یک نقطه کانونی است تا نگاه بیننده را به داخل بکشد و بقیه صحنه را در زمینه مناسب قرار دهد. این نقطه کانونی می تواند یک شخص یا یک حیوان، یک ساختمان یا یک شکل سنگی باشد. یک عکس مینیمالیستی زمانی بیشترین تاثیر را دارد که شامل یک سوژه اصلی باشد.


3

فضای منفی در عکس بگنجانید

فضای خالی در یک عکس لزوما برابر با فضای هدر رفته نیست. این فضای خالی در اطراف یک سوژه – یا– فضای منفی اگر به درستی استفاده شود، به تعریف و تاکید بیشتر بر سوژه کمک می کند. این فضای تنفس بصری است. دیوارها، زمین و آسمان سه نمونه اصلی از چیزهایی هستند که ممکن است برای ایجاد فضای منفی مورد استفاده قرار گیرند. منبع فضای منفی شما به اندازه نحوه کادربندی سوژه شما در آن فضا اهمیت ندارد.


عکس از Joanna Kosinska در Unsplash

4

رنگ اضافه کنید

مینیمالیسم به شدت وابسته به یکنواختی است. شما اغلب متوجه می شوید که یک رنگ تنها در کادر غالب می شود – یک آسمان آبی روشن، یک تپه سبز، یک دشت پوشیده از برف. این در واقع مطابق با فلسفه مینیمالیسم است، اما به این معنی نیست که نمی توانید برای زنده تر کردن عکس رنگ بیشتری به آن اضافه کنید.

ساده ترین راه برای انجام این کار احتمالا استفاده از یک سوژه رنگی یا یک سوژه انسانی که لباس رنگی پوشیده خواهد بود، به طوری که آن را در هر جایی که می خواهید در صحنه قرار می دهید.


عکس از Ashim D’Silva در Unsplash

5

طوری ترکیب بندی کنید که حداکثر تاثیرگذاری را داشته باشد

سادگی ممکن است هدف نهایی باشد، اما شما نمی توانید ترکیب بندی را نادیده بگیرید طوری که انگار اهمیتی ندارد. در واقع، یک ترکیب بندی همراه با دقت و تفکر، کار مینیمالیستی شما را قوی تر خواهد کرد.

شما می توانید هر گونه را سبک ترکیب بندی در عکس خود به کار ببرید، اما ممکن است متوجه شوید که دو تا از ساده ترین سبک ها از همه موثرتر هستند: استفاده از قانون یک سوم می تواند اثربخشی فضای منفی را به حداکثر برساند، در حالیکه خطوط هدایتگر می توانند به افزودن عمق و تقارن کمک کنند.


نکات نهایی در مورد شروع کار با مینیمالیسم در عکاسی

ایجاد تاثیر بصری بیشتر با المان های کمتر آنقدر که به نظر می رسد آسان نیست، بنابراین تمام ایده های بالا را مد نظر قرار داده و آنها را امتحان کنید. پیام اصلی این است، با وجود این که هدف شما این است که همه چیز را به حداقل ممکن برسانید، اما نمی توانید خلاقیت را در این روند قربانی کنید. با این حال، این یک روند سرگرم کننده است که در نهایت ضمیمه ارزشمندی برای کار شما خواهد بود.

نویسنده: جیسون دی لیتل (Jason D. Little)

منبع:

لنزک

عکاسی مفهومی دقیقا چیست؟ عکاسی مفهومی را می توان به عنوان یک ژانر از عکاسی فاین آرت در نظر گرفت که یک ایده را نشان می دهد، و قبل از هر چیز دیگری بر روی مفهوم عکس تمرکز می کند. هر تصویری می خواهد پیامی را به بیننده منتقل کند، چه یک تفسیر اجتماعی باشد، چه یک اعتراض عاطفی، و چه یک بیانیه سیاسی، که این یا از طریق عکس های خوب گرفته شده در صحنه یا تکنیک های پس پردازش به دست می آید.عکاسی کودک


«آزادی» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/5, 50mm, 1/640sec, ISO250، اثر فلورنتینا امون (Florentina Amon)

یکی از اولین معرفی های جهان در زمینه عکاسی مفهومی، سلف پرتره ایپولیت بایارد (Hippolyte Bayard) به صورت عکسی با عنوان «مرد غرق شده» در سال ۱۸۴۰ بود. این عکس نمادین پاسخی به عدم به رسمیت شناختن او به عنوان یکی از مخترعان اصلی عکاسی بود، و داستان این که او چطور به دلیل بی عدالتی دولت فرانسه «خودش را غرق کرد» را بیان می کند. امروزه، عکاسی مفهومی دو استفاده اصلی دارد، به عنوان یک روش یا به عنوان یک شکل هنر. این نوع عکاسی بسیار خیال پردازانه است، بنابراین اغلب به ایجاد تصاویری می انجامد که واقعیت های تحریف شده را به تصویر می کشند.عکاسی بارداری

مهم است توجه داشته باشید که هدف عکاسی مفهومی، مانند عکاسی منظره یا انتزاعی، ایجاد تصاویر عالی و بی نقص نیست. اگرچه مسلما اثر نهایی باید سطح مشخصی از زیبایی شناسی داشته باشد، اما هدف نهایی آن ترسیم یک تصویر در ذهن بیننده است، تا آنها را به تفکر وادارد و تفسیرهای شخصی آنها را پرورش دهد.


«بازگشت» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/200sec, ISO200، اثر فلورنتینا امون

عکاسی مفهومی به عنوان یک روش

به عنوان یک روش، عکاسی مفهومی در مورد ایجاد تصاویری است که متناسب با یک مفهوم هستند، مانند عکاسی تبلیغاتی یا آرشیوی، که در آن تصویر نهایی با یک مفهوم از پیش تصور شده ارتباط برقرار می کند و به عنوان یک «صحنه نمایش» برای ایده ها مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال، یک تصویر از یک مرد در زیر یک کوه قند برای هشدار در مورد خطر مصرف قند، یا شخصی که زیر یک آبشار ایستاده تا آن حس تازگی را نشان دهد که با یک مارک خاص دستمال مرطوب می توان تجربه کرد.


«ابرها در آسمان» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/2.2, 50mm, 1/40sec, ISO400، اثر فلورنتینا امون

عکاسی مفهومی به عنوان یک شکل هنر

به عنوان یک شکل هنر، این ژانر عکاسی هیچ وقت به خوبی تعریف نشده است. این ژانر نخستین بار در دهه ۱۹۶۰ به عنوان راهی برای هنرمندان جهت ثبت روند سایر هنرهای غیر عکاسی مانند هنرهای نمایشی یا مجسمه سازی شروع به ظاهر شدن در هنر کرد، و آنها هنرمندان مفهومی در نظر گرفته می شدند. در آن زمان، عکاسی مفهومی به عنوان نمایش ضعیفی از استعدادهای هنری دیده می شد، چون تولید هنر عکاسی با کیفیت بر اساس توانایی های تکنیکی قضاوت میشد، و نه داستان پشت تصویر. با این حال زمانه تغییر کرده است، و عکاسی مفهومی به عنوان یک شکل هنر به شدت مورد تحسین واقع شده است.


«پناهگاه» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/250sec, ISO100 by، اثر فلورنتینا امون

نحوه کار

اکثر عکس های مفهومی از ترکیبی از تکنیک ها برای انتقال پیام خود استفاده می کنند، از استفاده از یک گرفته تا حالت عکس. هنر و عکاسی مفهومی بر روی ناخودآگاه انسان تاثیر می گذارد، و هنرمندان از تصاویری استفاده می کنند که می دانند باعث ایجاد واکنش ها و ارتباطات احساسی از جانب بیننده می شوند. بعضی از عکاسان از نمادهای شناخته شده جهانی در کار خود استفاده می کنند، مانند استفاده از رنگ سفید برای نشان دادن پاکی و خلوص، یا تحت تاثیر قرار دادن عمدی ابهام و ذهنیت تفاسیر افراد برای پیشبرد گفتگو و بحث در مورد کار آنها. پس خوب است که عکاسانی که این ژانر را انتخاب می کنند، واقعا درک کنند که انسان ها چگونه اطلاعات و تصاویر را پردازش می کنند، چون تنها در این صورت است که می توانند اثری ایجاد کنند که آنها را به سطح عمیق تری می رساند.

اما این بدان معنا نیست که مهارت های تکنیکی مهم نیستند. اگرچه ماهیت عکاسی مفهومی در ایده نهفته است، اما درک عکاسی پایه در ارائه مهم است. استفاده ماهرانه از نور، سایه ها، و تکنیک های تصویربرداری و پس پردازش می تواند تا حد زیادی پیامی را که یک عکاس سعی دارد انتقال دهد تقویت کرده، و به ایجاد یک پاسخ مورد نظر از جانب مخاطب کمک خواهد کرد.

نویسنده: مونا تئو (Mona Teo)

منبع:

لنزک


برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 44 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 22:56 | نویسنده : آتلیه کودک |