babyphotographystudio

babyphotographystudio - صفحه 8

<-PostAuthor->
babyphotographystudio

آشنایی با تاریخ هاسلبلاد

شرکت های بسیاری هستند که در صنعت تولید دوربین فعالیت می کنند. از جمله آنها باید به نیکون، کانن، الیمپوس، سونی و چندی دیگر اشاره کرد. در این بین هاسلبلاد نیز دیگر برند مطرح بوده که تولید دوربین حرفه ای و گران قیمتی را در سبد محصولات خود دارد.

هاسلبلاد یکی از خوش‌نام‌ترین سازندگان دوربین‌ها، تجهیزات و اسکنرهای عکاسی است که در گوتنبرگ سوئد واقع شده است. این کمپانی بیشتر به دلیل دوربین‌های قطع متوسط که از جنگ جهانی دوم تاکنون تولید می‌کند شناخته می‌شود و وقایع قابل‌توجهی مانند تأمین دوربین‌های برنامه‌ی آپولو را در فهرست افتخارات خود دارد.

<>

این کمپانی کار خود را با نام F.W.Hasselblad and Co. به‌عنوان یک شرکت تجاری در سال ۱۸۴۱ شروع کرد. پایه‌گذار آن Fritz Wiktor Hasselblad نام داشت. پسر Fritz به نام Arvid Viktor Hasselblad به عکاسی بارداری در آتلیه بارداری علاقه‌ی زیادی داشت و بخش عکاسی را در کمپانی پایه‌گذاری کرد. از او نقل شده است که گفته بود «قطعاً فکر نمی‌کنم پولی از این کار در بیاوریم، ولی حداقل عکس‌های خودمان را مجانی می‌گیریم»

در سال ۱۸۷۷، درحالی‌که Arvid در ماه‌عسل به سر می‌برد با George Eastman، پایه‌گذار Eastman Kodak ملاقات کرد. متعاقباً در سال ۱۸۸۸ هاسلبلاد تبدیل به تنها پخش‌کننده‌ی محصولات Eastman در سوئد شد. هاسلبلاد به‌قدری در کار خود موفق بود که از سال ۱۹۰۸ شروع به فروش محصولات Eastman تحت نام یکی از زیرمجموعه‌های خود کرد. این بخش پخش و فروش محصولات کداک Fotografiska AB نام داشت.

مدیریت کمپانی نهایتاً به دست Erik Hasselblad پسر Arvid و نوه‌ی Fritz افتاد. او می‌خواست پسرش Victor دانش بهتری از دوربین‌ها داشته باشد. به همین دلیل او را در سال ۱۹۲۴ درحالی‌که ۱۸ سال سن داشت به دِرسدن آلمان فرستاد. در آن زمان دِرسدن مرکز صنایع اپتیکی جهان به شمار می‌رفت.

Victor چندین سال را به یادگیری و کار در پروژه‌های مختلف عکاسی در اروپا و آمریکا گذراند. ولی زمانی که به سوئد بازگشت به دلیل اختلافاتی که با پدرش داشت، کمپانی او را ترک کرده و لابراتوار و فروشگاه خود را با نام Victor Foto پایه‌گذاری کرد. از این پس تاریخ واقعی دوربین‌های ساخت هاسلبلاد آغاز می‌شود که می‌توانید در ادامه به‌صورت مختصر با مهم‌ترین آن‌ها آشنا شوید:

جنگ جهانی دوم

طی جنگ جهانی دوم ارتش سوئد به یک دوربین سالم جاسوسی که بر روی یک هواپیمای سقوط کرده‌ی آلمانی نصب شده بود دست پیدا کرد. دولت سوئد متوجه شد که یک دوربین هوایی می‌تواند تا چه حد کاربردی باشد و تصمیم گرفتند دوربین مشابهی را تولید کنند.

به همین دلیل در بهار سال ۱۹۴۰ به سراغ Victor Hasselblad رفتند تا به آن‌ها در ساخت چنین دوربینی کمک کند. در آوریل همان سال Victor لابراتواری را در یک کارگاه خودرویی پایه‌گذاری کرد و بعد از ظهرها به کمک مکانیک کارگاه و برادرش بر روی طراحی دوربین HK7 کار می‌کردند.

در اواخر سال ۱۹۴۱، این پروژه بیش از ۲۰ کارمند داشت و نیروی هوایی سوئد درخواست ساخت دوربین دیگری را هم به آن‌ها داد. آن‌ها دوربینی می‌خواستند که نگاتیوهای بزرگ‌تری داشته باشد. مدل بعدی که بر اساس این درخواست ساخته شد SKa4 نام داشت. بین سال‌ها ۱۹۴۱ و ۱۹۴۵ این پروژه ۳۴۲ دوربین را برای ارتش سوئد تولید کرد.

در ضمن در سال ۱۹۴۲ پدر Victor، Karl درگذشت و کنترل کمپانی Hasselblad به دست Victor افتاد. او در مدت جنگ به غیر از دوربین، ساعت نیز تولید می‌کرد.

۱۹۴۵

با پایان جنگ، تولید ساعت ادامه پیدا کرد و محصولاتی مانند پروجکشن اسلاید و قطعات خودرو نیز به محصولات کمپانی اضافه شدند. ولی آرزوی Victor ساخت دوربین‌های باکیفیت برای بازار غیرنظامی بود. به همین دلیل کار بر روی یک دوربین جدید آغاز شد.

۱۹۴۸



اولین دوربین غیرنظامی هاسلبلاد به نام ۱۶۰۰F عرضه شد. این دوربین از نوع ۶×۶ بود و از لنزهای کداک استفاده می‌کرد. با توجه به سابقه‌ی هاسلبلاد در ساخت ساعت، طراحان این کمپانی دوربینی پیچیده ولی ظریف را طراحی کرده بودند که چندان قابل‌اعتماد و سرسخت نبود. به همین دلیل در تعداد بسیار محدودی به فروش رسید.

۱۹۵۰

نسخه‌ی دوم از ۱۶۰۰F عرضه شد که به‌مراتب قابل‌اعتمادتر بود و فروش بسیار بیشتری را نیز تجربه کرد.

۱۹۵۳

در این سال مدل بهبودیافته‌ی ۱۰۰۰F عرضه شد.

۱۹۵۴

۱۰۰۰F با لنز ۳۸ میلی‌متری Biogon که توسط زایس طراحی و ساخته شده بود جفت شد تا SWA یا Super Wide Angle شکل بگیرد. در همین سال هاسلبلاد دو محصول خود را به نمایشگاه Photokina برد و مجله‌ی آمریکایی Modern Photography نقدی بسیار مثبت را در مورد ۱۰۰۰ F نوشت. آن‌ها بیش از ۵۰۰ حلقه فیلم را در آن جای دادند و عکاسی کردند و حتی دو بار آن را به زمین انداختند و دوربین همچنان کار می‌کرد.

۱۹۵۷

این سال نقطه‌ی عطفی در تاریخ هاسلبلاد به‌حساب می‌آید زیرا در این سال ۱۰۰۰F با مدل ۵۰۰C جایگزین شد. طراحی انقلابی ۵۰۰C شالوده‌ای بود برای محصولات هاسلبلاد طی ۶۰ سال آینده. مدل‌های برگرفته از این دوربین تا سال ۲۰۱۳ در خط تولید قرار داشتند.

۱۹۶۰

بخش دوربین‌های هاسلبلاد برای اولین بار به سوددهی رسید. تا این زمان پخش و فروش محصولات کداک بود که کمپانی را سودده نگه می‌داشت.

۱۹۶۲

ناسا شروع به استفاده از دوربین‌های هاسلبلاد در مأموریت‌های فضایی آپولو کرد و تغییراتی را در طراحی دوربین خواستار شدند.

۱۹۶۵

نتیجه‌ی درخواست‌های ناسا دوربینی شد به نام ۵۰۰EL. این دوربین اولین دوربین موتوردار جهان بود. استفاده‌ی ناسا از دوربین‌های این کمپانی موجب خوش‌نامی هرچه بیشتر آن شده بود.

۱۹۶۶

به لطف موفقیت زیاد بخش دوربین، هاسلبلاد قسمت خرده‌فروشی و پخش لوازم عکاسی (Fotografiska AB) را به کداک فروخت. طی سال‌های آینده همکاری نزدیک هاسلبلاد با ناسا ادامه پیدا کرد.

۱۹۷۶

Victor هاسلبلاد را به یک کمپانی سرمایه‌گذاری سوئدی به نام Safvean AB فروخت.

۱۹۷۷

سری دوربین‌های ۲۰۰۰ با شاتر سطح کانونی معرفی شدند. این سری از دوربین‌ها قرار بود دارای نوردهی تمام خودکار باشند. البته مدل ۲۰۰۰FC به دلیل این‌که بین سیستم الکترونیکی و الکترومکانیکی شک وجود داشت بدون سیستم نوردهی خودکار عرضه شد.

۱۹۷۸

Victor Hasselblad درگذشت و بیشتر ثروت خود را به بنیاد هاسلبلاد بخشید.

۱۹۸۴

Hasselblad AB برای فروش عام گذاشته شد و ۴۲٫۵ درصد از سهام آن در بازار سهام سوئد به فروش رسید.

۱۹۸۵

کمپانی Swedish corporation Incentive AB موفق به خرید ۵۸٫۱ درصد از سهام هاسلبلاد شد. این کمپانی در سال ۱۹۹۱ بقیه‌ی سهام هاسلبلاد را نیز خرید تا بار دیگر به یک کمپانی سهام خاص تبدیل شود.

۱۹۹۱

سری ۲۰۰ با شاتر صفحه کانونی خودکار معرفی شد.

۱۹۹۶

هاسلبلاد بار دیگر فروخته شد. مالکان جدید UBS، Cinven و مدیریت هاسلبلاد بودند.

۱۹۹۸

هاسلبلاد شروع به فروش دوربینی به نام XPan کرد. این دوربین توسط فوجی طراحی شده بود و در ژاپن ساخته می‌شد.

۲۰۰۲

در این سال سری دوربین‌های H-System معرفی شدند و دوربین‌های اولیه‌ی کمپانی به افتخار Victor به V-system تغییر نام دادند. سری H تغییر بزرگی در محصولات هاسلبلاد را رقم زد. آن‌ها فرمت نگاتیو مربع هاسلبلاد را کنار گذاشتند و به سراغ فیلم‌های ۶×۴٫۵ سانتی‌متری و سری جدیدی از لنزها رفتند. ولی مدیریت کمپانی اعتقادی به ورود به بازار دیجیتال نداشت و معتقد بودند برای آن‌ها سوددهی نخواهد داشت.

۲۰۰۳

گروه Shriro عمده‌ی سهام هاسلبلاد را خریداری کردند.

۲۰۰۴

گروه Shriro کمپانی Imacon که تولیدکننده‌ی بک‌ها و اسکنرهای دیجیتال بود را خریداری کرد تا پروژه‌ی دوربین‌های دیجیتال هاسلبلاد را آغاز کنند و اشتباه مالکین قبلی را جبران نمایند. در همین سال دوربین H1D با بک دیجیتال ۲۲ مگاپیکسلی Imacon iXpress معرفی شد. این دوربین اولین Integrated DSLR کمپانی به‌حساب می‌آید.

۲۰۰۵

دوربین‌های H2 و H2D با اصلاحاتی معرفی شدند.

۲۰۰۶

H3D با عملکردهای نرم‌افزاری جدید معرفی شد که هماهنگی بهتری را بین دوربین، منظره‌یاب و بک دیجیتال ایجاد می‌کرد. دو دوربین قبلی H1 و H2 در واقع برای فیلم طراحی شده بودند و عملکرد یکپارچه‌ی H3D را نداشتند.

۲۰۰۷

مدل H3DII با سازگاری بهتر بین دوربین و سنسور معرفی شد، ولی دیگر قابلیت استفاده از بک‌های فیلم را نداشت. این دوربین در مدل‌های H3DII-31، HD3II-39 و HD3II-50 عرضه شد.

۲۰۰۹

هاسلبلاد دوربین H4D را معرفی کرد. این دوربین شامل مدل‌های H4D-31، H4D-40، H4D-50، H4D-50MS، H4D-60 و H4D-200MS می‌شود.

۲۰۱۱

مدل H4X جایگزین دوربین‌های H1، H2 و H2F شد.

۲۰۱۲

ششمین نسل از دوربین‌های Integrated DSLR با نام H5D معرفی شد. این دوربین شامل مدل‌های H5D-40، H5D-50، H5D-50MS، H5D-60 و H5D-200MS می‌شود.

۲۰۱۴

هاسلبلاد دوربین H5D-50C را معرفی کرد. این مدل اولین دوربین قطع متوسط با سنسور CMOS بود.

۲۰۱۴

مدل H5X برای جایگزینی H4X معرفی شد.

۲۰۱۶

در آوریل ۲۰۱۶، هاسلبلاد سری دوربین‌های H6D را در دو مدل H6D-50C و H6D-100C معرفی کرد.



هاسلبلاد اولین دوربین قطع متوسط بدون‌آینه‌ی خود را معرفی کرد. این دوربین X1D-50C نام دارد و آغازگر سری جدیدی با نام XCD-System است. این دوربین که ابعادی مشابه دوربین‌های DSLR فول‌فریم دارد از سنسور قطع متوسط ۴۳٫۸×۳۲٫۹ میلی‌متری از نوع CMOS بهره می‌گیرد.

تاریخچه هاسلبلاد بسیار بزرگ است و نشان از مطرح بودن آن دارد.

منبع:

عکاسی

[ بازدید : 4 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : پنجشنبه 10 خرداد 1397 | 22:49 | نویسنده : آتلیه کودک |

توصیه های کارآمد برای عکاسی دریایی

عکاسی حرفه ای جذاب و هنری بوده و برای فعالیت در آن باید مهارت و خلاقیت بالایی از خود نشان دهید در غیر این صورت نمی توانید سوژه های ناب و جذابی داشته باشید تا بتواند اثرگذاری بالایی داشته باشد. گذشته از آن وجود ابزارهای لازم نیز دیگر موضوع موردنیاز است.

تعطیلات تابستان زمان مناسبی برای مسافرت هستند و مسافرت‌ها فرصت بسیار خوبی برای عکاسی به‌حساب می‌آیند. ازآنجایی‌که بسیاری از هم‌وطنان سواحل زیبای دریای خزر در شمال و خلیج‌فارس و دریای عمان در جنوب کشور را به‌عنوان مقصد خود انتخاب می‌کنند تصمیم گرفتیم چند توصیه برای عکاسی از دریا را ارائه کنیم.

<>

البته بسیاری از این توصیه‌ها برای عکاسی از دریاچه‌های کوچک و حتی رودخانه‌ها نیز کاربردی هستند. با پیکسل همراه شوید:

بسیاری از عکاسان تازه‌کار ممکن است سه‌پایه را ابزاری بیهوده به شمار بیاورند. ولی در واقع سه‌پایه ابزاری بسیار ضروری است، زیرا نه‌تنها به شما امکان استفاده از سرعت‌های شاتر طولانی را می‌دهد، بلکه موجب می‌شود زمان بیشتری را صرف کرده و به عکسی که می‌خواهید بگیرید بیشتر فکر کنید. سه‌پایه‌هایی که امکان تنظیم در ارتفاع پایین را دارند می‌توانند بسیار کاربردی باشند، زیرا عکس‌هایی که از نزدیکی زمین گرفته می‌شوند ظاهری دراماتیک‌تر را ایجاد می‌کنند.

پس از این‌که دوربین را بر روی سه‌پایه نصب کردید زمانی را صرف تنظیم کادربندی کنید. به کل کادر توجه کنید، ببینید چه عناصری در عکس شما دیده می‌شوند و چه عناصری را بهتر است از عکس حذف کنید یا آن‌ها را در کادر قرار دهید.

فقط مراقب باشید که سه‌پایه‌ی خود را در چه جایی قرار می‌دهید. حتماً مطمئن شوید که سه‌پایه تعادل مناسبی داشته باشد تا دوربین عزیزتان داخل آب یا بر روی ماسه‌ها نیفتد. همچنین پس از این‌که عکاسی در کنار دریا به پایان رسید سه‌پایه‌ی خود را به‌خوبی بشویید تا نمک و ماسه‌ موجب خرابی آن نشوند.

در اکثر انواع عکاسی این مورد از توصیه‌های اصلی ما است. از پایین‌ترین حساسیت سنسور دوربین استفاده کنید، زیرا کمترین مقدار نویز را تولید می‌کند. همچنین برای سرعت شاتر طولانی نیز مورد نیاز است. پس ایزویی بین ۵۰ تا ۲۰۰ را انتخاب کنید.

اگر می‌خواهید سطح دریا تار و پنبه‌ای دیده شود نیاز است که از سرعت‌های شاتر طولانی استفاده کنید. برای به دست آوردن افکت مورد نظر نیاز است که سرعت شاتر را بر روی ۲/۱ تا ۱۰ ثانیه تنظیم کنید. اگر با انتخاب چنین سرعت‌هایی نوردهی بیش از حد زیاد است دو راه دارید. می‌توانید صبر کنید تا هوا کمی تاریک‌تر شود یا از فیلتر ND استفاده کنید.

فیلترهای ND مانند یک شیشه‌ی سیاه به نظر می‌رسند و در انواع مختلف از یک تا ۱۰ استاپ یا بیشتر در دسترس هستند. همچنین می‌توانید از انواع متغیر نیز استفاده کنید. با استفاده از فیلترهای ND می‌توانید میزان نوری را که به سنسور می‌رسد کاهش دهید تا از سرعت شاترهای طولانی‌تری استفاده کنید.

برای به دست آوردن افکت مناسب می‌توانید با توجه به میزان تلاطم آب از سرعت ۱۵/۱ ثانیه شروع کنید و سپس سرعت‌های کندتر را امتحان کنید تا به ظاهر مورد نظرتان برسید.

البته در نهایت دید هنری شما تعیین‌کننده خواهد بود، موارد زیادی وجود دارند که استفاده از شاتر سریع موجب خلق عکس‌های زیبایی شود. به‌طور مثال عکاسی از موج‌های بزرگ با سرعت شاتر بالا می‌تواند بسیار جذاب باشد.

مانند بیشتر عکاسی‌های منظره، برای عکاسی از دریا نیز بهتر است از دیافراگم‌های بسته بین f/8 تا f/11 بهره بگیرید. به‌این‌ترتیب عمق میدان مناسبی را به دست می‌آورید و اکثر قسمت‌های کادر در فوکوس قرار می‌گیرند. فقط توجه داشته باشید که اکثر لنزها شارپ‌ترین تصویر خود را بین f/8 تا f/11 عرضه می‌کنند. پس دیافراگم را بیش از این نبندید.

همچنین می‌توانید با مراجعه به سایت‌هایی مانند DxOMark از شارپ‌ترین دیافراگم لنزتان مطلع شوید.

به‌طورکلی بهترین روش استفاده از حالت Manual است. ابتدا ایزو و دیافراگم را تنظیم کنید، سپس سرعت شاتر و فیلتر مورد نظرتان را تعیین کنید.

بهترین روش برای عکاسی با سرعت شاترهای کند، این است که از یک ریموت استفاده کنید تا از لرزش دوربین پیشگیری شود. البته درصورتی‌که ریموت ندارید یا آن را فراموش کرده باشید می‌توانید از گزینه‌ی تأخیر شاتر در دوربین نیز استفاده کنید.

برای این‌که عکستان جذاب‌تر شود و آسمان با جزئیات بیشتری ثبت گردد می‌توانید از فیلترهای Graduated ND استفاده کنید. این گونه از فیلترها در بخش بالایی تیره‌تر هستند و برای به دست آوردن نوردهی بهتر می‌توانند کاربردی باشند. به‌خصوص وقتی هنگام طلوع یا غروب خورشید قصد عکاسی دارید این نوع از فیلترها با تاریک‌تر کردن آسمان بالانس مناسبی را برقرار می‌کنند و موجب می‌شوند بتوانید جزئیات زیبای ابرها و رنگ آسمان را نیز ثبت کنید.

توجه داشته باشید که وسایل الکترونیکی با آب رابطه‌ی خوبی ندارند. مراقب موج‌های ناگهانی دریا و خیس شدن دوربین باشید. همچنین مراقب باشید که سه‌پایه‌ی خود را در مکانی مناسب و محکم قرار دهید تا دوربینتان داخل آب یا بر روی ماسه‌ها نیفتد.

همچنین مراقب سنگ‌های لغزنده باشید تا بر روی آن‌ها سر نخورید و سلامتی خود را به خطر نیندازید. به‌علاوه دریاهای آزاد مانند خلیج‌فارس و دریای عمان جزر و مد زیادی هم دارند. ممکن است بر روی تخته‌سنگ یا مناطق خطرناک دیگری قرار بگیرید و آن‌قدر با عکاسی کودک در آتلیه کودک مشغول شوید که متوجه پیش آمدن آب نشوید. از افراد محلی در مورد جزر و مد سؤال کنید و در کل حواستان به سطح آب باشد.

در تمامی این نکات باید به توصیه ها توجه شود تا عکاسی زیبایی رقم خورد.

منبع:

عکاسی

[ بازدید : 5 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : پنجشنبه 10 خرداد 1397 | 22:46 | نویسنده : آتلیه کودک |

دلیل داشتن یک لنز ۵۰ میلی‌متری توسط هر عکاس

عکاسی بارداری حرفه ای در آتلیه بارداری بدون داشتن ابزارهای حرفه ای نمی تواند مفید باشد و آثار بزرگی را رقم زند. از این رو لازم است که هر عکاسی دارای لنز ۵۰ میلیمتری باشد و بتوان انتظارات بسیاری از آن داشت.

لنز ۵۰ میلی‌متری یکی از محبوب‌ترین لنزهای تولیدشده برای دوربین‌های DSLR هردو برند کانن و نیکون است. گرچه قیمت پایین عامل مؤثری در محبوب شدن یک لنز به‌حساب می‌آید، اما دلیل محبوبیت لنزهایی با فاصله کانونی ۵۰ میلی‌متر بیش از این‌هاست، تاجایی که برخی لنزهای محبوب و باکیفیت تولیدشده با این فاصله کانونی، از گران‌ترین لنزهای بازار نیز هستند!

در اینجا قصد داریم به چند مورد از ویژگی‌های لنزهایی با فاصله کانونی ۵۰ میلی‌متر اشاره کنیم، تا اگر در خرید این لنز مردد هستید تصمیم قطعی خود را با اطمینان بگیرید:

پرسپکتیو

به لنز ۵۰ میلی‌متری “لنز نرمال” هم گفته می‌شود. زیرا این لنز دارای فاصله کانونی است که بین واید و تله قرار دارد و مهم‌ترین تفاوتی که فاصله کانونی در تصاویر ثبت‌شده ایجاد می‌کند، میزان فشردگی متفاوت در پرسپکتیو تصویر است.

در لنزهای واید شاهد پرسپکتیوی عمیق‌تر از میزان واقعی و آنچه با چشم خود می‌بینیم هستیم و با لنزهای تله، پرسپکتیوی فشرده‌تر از میزان معمول را خواهیم داشت.

اما با لنز ۵۰ پرسپکتیو و فاصله سوژه‌ها از یکدیگر، نزدیک به آنچه خواهد بود که با چشمان خود می‌بینیم. بهمین دلیل ابعاد نیز به واقعیت نزدیک‌تر هستند. این عامل موجب می‌شود چنین لنزی برای عکاسی از چهره از فاصله کم مناسب باشد.

امکان همه نوع عکاسی

به‌طورکلی لنزهای واید برای ثبت تصاویر منظره و لنزهای تله برای ثبت نماهای بسته و چهره مناسب‌تر هستند. اما فاصله کانونی نرمال به دلیل قرارگیری بین فواصل کانونی واید و تله قابلیت استفاده از لنز ۵۰ برای هر نوع عکاسی را فراهم می‌سازد.

لنز ۵۰ میلی‌متری هم برای ثبت پرتره و عکاسی خیابانی کاربرد دارد و هم عکاسی منظره و این دلیل اصلی نصب دائمی لنز ۵۰ میلی‌متری روی دوربین عکاسانی است که پیش از آن از لنزهای کیت ۵۵-۱۸ دوربین خود استفاده می‌کردند.

شما برای پرکردن جای خالی زوم موجود روی لنزهای کیت ۵۵-۱۸ فقط کافی است که کمی به سوژه نزدیک یا از آن دور شوید. پس دلیل چندانی برای به همراه داشتن یک لنز ۵۵-۱۸ در کنار یک لنز ۵۰ میلیمتری نخواهید داشت!

بوکه

بوکه یا جلوه‌هایی که در پس‌زمینه کم‌نور تصویر ایجاد می‌شوند یکی از زیباترین و محبوب‌ترین جلوه‌های عکاسی هستند. این جلوه‌ها رابطه مستقیمی با بازشدگی دیافراگم لنز شما دارند. هرچقدر دیافراگم لنز شما بازتر باشد، منابع نوری موجود در پس‌زمینه زیباتر دیده می‌شوند.



از طرف دیگر هر استاپ بازشدگی دیافراگم بیش از آنچه که تصور می‌کنید موجب نوردهی بیشتر برای ثبت عکس خواهد شد. برای مثال f/1.4 هشت برابر نور بیشتری نسبت به f/4 به سمت سنسور هدایت خواهد کرد.

این در حالی است که بازترین مقدار دیافراگم لنزهای کیت اکثر دوربین‌ها f/3.5 است.

دیافراگم بازتر به شما امکان عکاسی با نور کمتر و ایزوی پایین تر را نیز خواهد داد که این به معنای امکان ثبت عکس‌هایی با کیفیت بالاتر و نویز کمتر است.

قیمت مناسب

لنز ۵۰ میلی‌متری یک لنز ثابت یا “پرایم” است. لنزهای پرایم به دلیل اینکه امکان زوم ندارند و قرار نیست چندین فاصله کانونی را در اختیار کاربر قرار دهند، تعداد عدسی‌ها کمتری در ساخت آن‌ها بکار رفته است. به همین دلیل به نسبت قیمت، معمولا دارای کیفیت بهتری هستند.

از طرف دیگر برای ساخت یک لنز نرمال قرار نیست با ترفندهای اپتیکی به زاویه‌ای بیش‌ازحد باز یا بسته برسیم، که این مسئله نیز موجب پیچیدگی کمتر آن‌ها و قیمت مناسب آن‌ها می‌شود. البته سری‌های خاصی از لنز‌های نرمال با عدسی‌های بسیار با کیفیت و دیافراگم بازتر دارای قیمت‌های بالایی هستند.

درنهایت

شاید خرید یک لنز با فاصله کانونی گستره تر مثل ۱۳۵-۱۸ یا ۱۴۰-۱۸ بجای لنز ۵۵-۱۸ و یا خرید یک لنز تله زوم مکمل برای لنز کیت ۱۳۵-۱۸ و ۱۴۰-۱۸ گزینه وسوسه کننده‌ای باشد اما هیچ‌کدام از این لنزها یک تجربه کاملاً جدید در عکاسی به همراه نخواهند داشت. درحالی‌که عکاسی با لنز پرایم تجربه‌ای است که احتمالاً نظر شما در مورد خرید لنزهای بعدی‌تان را هم عوض خواهد کرد.

نکته مهم در مورد لنز ۵۰ میلیمتری این است که حتی مدل‌های ارزن‌قیمت این لنز قابل نصب روی دوربین‌های فول‌فریم است و حتی بسیاری از عکاسانی که هزینه بیشتری برای خرید بدنه‌ی فول فریم پرداخت می‌کنند، از یک لنز ۵۰ میلیمتری برای شروع عکاسی با آن بهره می‌برند.

پس اگر قصد خرید یک لنز جدید برای کسب تجربه‌های جدید در عکاسی و سرمایه گذاری مطمئن در زمینه خرید لنز را دارید، ما لنز ۵۰mm f/1.8 را به شما پیشنهاد می‌کنیم که برای هر دو برند نیکون و کانن قیمت مناسب و پایینی دارند!

نمونه عکس‌های فوق مربوط به لنزهای ۵۰ میلیمتری با f/1.8 بودند که ارزانترین نمونه‌ی لنزهای نرمال محسوب می‌شوند. عکسهایی که در ادامه می‌بینید با لنزهایی با دیافراگم بازتر و کیفیت عدسی بالاتر و قیمت گران‌تر ثبت شده اند. تمامی اسامی لنزها برای مشاهده قیمت و مشخصات دقیق، به سایت فروشگاه پیکسل لینک شده است.

اگر شما نیز در دسته عکاسان حرفه ای هستید باید به این لنزها بسنده کنید.

منبع:

عکاسی

[ بازدید : 4 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : پنجشنبه 10 خرداد 1397 | 22:43 | نویسنده : آتلیه کودک |

آشنایی با علائم لنزهای باکیفیت تامرون

شرکت تامرون را می توان یکی از برندهای مهم در صنعت تولید لنز و دوربین دانست. شرکتی که در طول سال های گذشته سعی کرده محصولات خوبی را در بازار عرضه دارد و آنها را به مخاطب و مشتریان خود ارائه دهد.

تامرون یکی از باسابقه‌ترین و معتبر‌ترین کمپانی‌های تولیدکننده لنز در جهان به شمار می‌رود. این شرکت که در سال ۱۹۵۰ و در ژاپن تأسیس شده، تجربه‌ای بیش از نیم‌قرن را در طراحی المان‌های اپتیکی پشت سر گذاشته است. برخی از لنز‌های تولید شده توسط این کمپانی مثل Tamron SP 85mm f/1.8 Di VC USD و Tamron SP 35mm F1.8 Di VC USD از برترین لنز‌ها در نوع خود به هستند و وضوح خارق‌العاده‌ای را در ثبت تصاویر ارائه می‌دهند. جالب اینجاست که این کمپانی لنز‌هایی را برای دوربین‌های کانن و نیکون طراحی کرده است که عملکرد و کیفیت بهتری از لنز‌های تولید شده توسط خود این دو شرکت دارد. تامرون نیز مانند هر کمپانی مشابه دیگری، برای نام‌گذاری محصولات خود از علائم اختصاری به خصوصی استفاده می‌کنند که هرکدام دلالت بر ویژگی خاصی دارد. در ادامه به بررسی این علائم و توضیح آن‌ها خواهیم پرداخت. بنابراین اگر شما هم از طرفداران لنز‌های تامرون هستید و یا قصد خرید یکی از لنزهای باکیفیت این کمپانی را دارید، با پیکسل همراه باشید.<>

VC

VC خلاصه شده عبارت Vibration Compensation است. VC مکانیسم کاهش اثرات لرزش لنز هنگام عکس‌برداری است که به صورت انحصاری توسط تامرون طراحی شده است. لنز‌هایی که به این قابلیت مجهز هستند بهترین گزینه جهت عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد بر روی دست به‌حساب می‌آیند چرا که تاری حاصل از تکان‌های دست را در هنگام عکاسی به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهند. این ویژگی در دوربین‌های تله و سوپرتله بسیار حائز اهمیت است چرا که کوچک‌ترین لرزش دوربین می‌تواند تأثیرات اغراق‌شده‌ای بر روی تصویر بگذارد.

Di

لنز‌های Di به طور اختصاصی جهت تشکیل تصویر بر روی سنسور‌های ۲۴×۳۶ میلی‌متر طراحی شده‌اند. دوربین‌های فول‌فریم DSLR از این ابعاد سنسور برخوردار هستند. این لنز‌ها را می‌توان بر روی دوربین‌های APS-C که سنسور کوچک‌تری دارند نیز متصل نمود ولی زاویه دید لنز کمی تنگ‌تر خواهد شد. به عنوان مثال لنز ۵۰ میلی‌متری Di بر روی دوربین‌های کراپ یا APS-C زاویه دیدی معادل لنزی با فاصله کانونی ۸۵ میلی‌متر می‌دهد.

Di II

این لنز‌های تامرون به صورت اختصاصی برای اتصال به دوربین‌هایی با قطع سنسور APS-C طراحی شده‌اند و برای دوربین‌های فول‌فریم مناسب نیستند. اگر علاقه‌مند هستید بدانید که چرا باید برای دوربین‌های APS-C لنز‌ کراپ مناسب با آن تهیه شود و نه یک لنز فول‌فریم مطلب زیر را حتما مطالعه کنید.

Di III

لنز‌های Di III تامرون برای دوربین‌های بدون آینه طراحی شده است و قابل اتصال به دوربین‌های DSLR نیستند.

USD

USD مخفف عبارت Ultra Silent Drive می‌باشد. اگر بر روی بدنه لنزی این عبارت حک شده باشد به این معناست که لنز از یک موتور فراصوتی جهت فوکوس خودکار برخوردار است. به لطف این تکنولوژی فوکوس بسیار سریع و کاملاً بی‌صدا انجام می‌گیرد. در عکاسی ورزشی و یا هر ژانر دیگری که سوژه در حال حرکت است برخورداری از یک لنز USD می‌تواند کار را بسیار راحت کند چرا که لنزهای USD تامرون با توجه به طراحی منحصر به فردی که دارند، بیسار دقیق، سریع و بی‌صدا بر روی سوژه فوکوس می‌کنند.

SP

SP مخفف عبارت Super Performance است و به لنز‌‌هایی از تامرون اطلاق می‌شود که در یک زمینه به خصوص عملکرد بسیار بالایی داشته باشد. SP در واقع نشان درجه یک تامرون به حساب می‌آید و بسته به گزینه‌های زیر، هر لنز می‌تواند آن را دریافت کند.

IF

IF یا Internal Focus به این معناست که فوکوس در لنز با جابه‌جایی المان‌های داخلی اتفاق می‌افتد و هنگام فوکوس کردن بر روی سوژه، المان جلویی لنز جابه‌جا نمی‌شود. به لطف این ویژگی فوکوس سریع‌تر انجام می‌شود و در عکاسی ماکرو و کلوز‌آپ نیز راحت‌تر می‌توان بر روی سوژه فوکوس کرد.

XR

Extra Refractive Index یا XR مشخصاً به طراحی منحصر به فرد اپتیکی برخی از لنز‌های تامرون اشاره دارد. در این طراحی جهت جلوگیری از انکسار یا شکست نور، از المان‌های به خصوصی استفاده شده است. به لطف این طراحی طول و ابعاد لنز‌های واید پرایم و واید زوم XR تامرون نسبت به لنز‌های هم‌رده بسیار جمع‌و‌جورتر شده و وزن آن‌ها نیز کم‌تر است.

LD

LD از معدود علائمی‌ است که در بین اغلب سازندگان لنز‌های عکاسی و سینمایی مشترک است و مخفف عبارت low Despresion است. لنز نیز مانند هر شی‌ء شیشه‌ای دیگری نور را وقتی از خود عبور می‌دهد به هفت رنگ تجزیه می‌کند. هنر طراحی در لنز اینجاست که این پراکندگی نوری را به حداقل برساند. تامرون معمولاً با به‌کارگیری از دو المان LD در چینش اپتیکی لنز، افتراق یا پراکندگی رنگی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.



Zoom Lock یا ZL به لنز‌های زومی اطلاق می‌شود که می‌توان آن‌ را در فواصل کانونی مختلف قفل کرد و ثابت نگه داشت تا از تغییر احتمالی فاصله کانونی جلوگیری شود.

منبع:

عکاسی

[ بازدید : 4 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : پنجشنبه 10 خرداد 1397 | 22:41 | نویسنده : آتلیه کودک |

نام گذاری دوربین های DSLR نیکون با سیاستی انجام می گیرد

نیکون همانطور که می دانید همیشه سعی داشته بهترین را به مخاطب و مشتریان خود ارائه دهد. از این رو هر سال شاهد معرفی محصولاتی هستیم که نشان از عملکرد بالا و قابل توجه این شرکت مطرح ژاپنی صنعت تولید دوربین است.

یکی از سؤالاتی که بسیار از علاقه‌مندان در مورد مدل‌های مختلف دوربین DSLR می‌پرسند در مورد سیستم یا سیاست نام‌گذاری نیکون یا کانن برای دوربین‌های DSLR است. در مورد کانن پیش‌ازاین طی مطلبی با عنوان “سیاست نام‌گذاری کانن برای دوربین‌های DSLR” توضیحات کاملی در وبلاگ پیکسل ارائه شد.

در مورد نیکون در مقایسه با کانن با سیستم پیچیده‌تری روبرو هستیم که طی سالیان اخیر تغییراتی نیز داشته است. دانستن جزئیات این سیستم نامگذاری حتی برای یک فروشنده حرفه‌ای ضروری نیست، اما در ادامه سعی در توضیح خلاصه و مختصر آن داریم:

کد مدل تمامی دوربین‌های DSLR نیکون با D شروع می‌شود، برخلاف کانن که کاراکتر انتهایی کد مدل دوربین‌هایش D هستند. در مورد نیکون نکته کلیدی این است که تعداد اعداد موجود در کد مدل و اینکه این عدد با چه رقمی شروع شود تعیین‌کننده است و اگر تعداد ارقام و عدد ابتدایی کد مدل یکی بود، دو دوربین هم‌رده هستند و دوربینی که عدد کد آن بزرگ‌تر است جدیدتر خواهد بود.

چهاررقمی: محبوب‌ترین‌ها

سری DXXXX غیرفول فریم است. در این رده D5XXX و D3XXX سری مبتدی یا Entry level هستند و D7XXX پیشرفته یا همان advanced محسوب می‌شود.

پس تمامی دوربین‌های نیکون که کد مدل آن‌ها چهاررقمی است، غیرفول‌فریم هستند و ابعاد سنسور انها مشابه است. اما لزوماً یک دوربین مبتدی نیستند و بر اساس رقم اول کد مدل می‌توان بین مدل‌های “مبتدی” و “پیشرفته” تمایز ایجاد کرد.

در بین دو رده مبتدی که کد مدل آن‌ها با ۳ و ۵ شروع می‌شود (مثل D3400 و D5600) چشمگیرترین تفاوت در ابعاد و امکانات جانبی عکاسی است. برای مثال دوربین‌های دارای عدد هزارگان ۳ تا زمان نگارش این مطلب مجهز به صفحه چرخنده نبوده‌اند. تعداد نقاط فوکوس آن‌ها نیز تا زمان نگارش این مطلب بیش از ۱۱ نقطه نبوده!

درحالی‌که در مدل‌های ۴ رقمی با عدد هزارگان ۵ (یعنی غیرفول فریم مبتدی رده‌بالاتر از سری ۳) صفحه‌نمایش چرخنده و بزرگ‌تر است. تعداد نقاط فوکوس نیز تا ۳۹ عدد افزایش یافته و همچنین تنظیمات پیش‌فرض عکاسی کودک در آتلیه کودک نیز بیشتر هستند.

در بین سری چهاررقمی ها یا DXXXX مدل‌هایی که کد اسم آن‌ها با عدد ۷ شروع می‌شود مبتدی نیستند، بلکه advanced هستند!

در این مدل‌ها تعداد نقطه فوکوس تا ۵۱ عدد افزایش یافته و میزان حداکثر ایزو نیز در این مدل‌ها بعضاً تا ۱۶۴۰۰۰۰ افزایش می‌یابد و حداقل سرعت شاتر که بیشتر در کارهای استودیویی کاربرد دارد، بالاتر است. این مدل‌ها عملکرد بهتری در شرایط و ایزوی مشابه نسبت به مدل‌های رده مبتدی غیرفول‌فریم دارند و تمامی آن‌ها نیز از ۲ درگاه کارت حافظه بهره می‌برند .

البته این مدل‌ها وزنی بیشتر از سری D5XXX دارند و صفحه‌نمایش آن‌ها نیز لزوماً متحرک نیست. تنظیمات خودکار نیز در این مدل‌ها به نسبت D5XXX کمتر است، اما در مقابل تنظیمات دستی بسیار کامل‌تر است و یک نمایشگر تک‌رنگ دوم نیز صرفاً برای نمایش تنظیمات روی بدنه آن‌ها تعبیه شده است. پس عکاسی با D7XXX معمولاً سخت‌تر از D5XXX و D3XXX است.

سه‌رقمی: خاص‌های نیکون

این رده، رده‌ی Professional یا حرفه‌ای نیکون است و در این سری D6XX و بالاتر مثل D7XX و D8XX فول فریم هستند و مدل‌های D5XX و پایین‌تر غیرفول‌فریم هستند. پس برخلاف رده قبلی یک دوربین نیکون با کد مدل ۳ رقمی لزوماً فول فریم نیست. بلکه در این رده عدد صدگان مشخص کننده اندازه سنسور است.

نکته مهم در مورد غیرفول‌فریم ‌های سه‌رقمی (یعنی مدل‌های سه‌رقمی دارای عدد صدگان ۶ و یا پایین‌تر) این است که این مدل‌های در مقابل غیرفول‌فریم‌های چهاررقمی دوربین‌های کامل‌تری محسوب می‌شوند. اما تفاوت آن‌ها بیشتر در موارد خاص با کاربرد خاص است. برای مثال D500 شباهت بسیار زیادی با D7500 دارد!

هردوی این مدل‌ها ۲۰ مگاپیکسل و مجهز به پردازنده EXPEED 5 هستند. هردو صفحه‌نمایش متحرک لمسی دارند و بافاصله کمی از یکدیگر وارد بازار شدند و هردو تصویربرداری را با رزولوشن ۴K انجام می‌دهند. درحالی‌که D500 حدود ۷۰۰ دلار گران‌تر است. علت این گرانی هم جزئیات حرفه‌ای بیشتر مثل تعداد نقاط فوکوس بیشتر، تعداد فریم قابل ثبت بیشتر در هر ثانیه و مواردی از این قبیل است که برای تمامی عکاسان کاربردی نخواهد بود. ضمن اینکه D500 ازلحاظ وزنی دوربین سنگین‌تری نیز هست.

دورقمی: به تاریخ پیوسته

سری دورقمی نیکون یا DXX نیز مدت‌هاست که به‌طور کامل جای خود را به سری‌های چهاررقمی نیکون داده‌اند و آخرین مدل تولیدشده با کد مدل دورقمی در سال ۲۰۰۸ به تولید رسید.

تک‌رقمی: پرچم‌داران

سری DX سری پرچم‌داران نیکون است. این سری در نام‌گذاری قاعده خاصی ندارد و به‌جای ایکس می‌توان عدد یا حروف الفبا قرار داد و برخی از مدل‌ها در این رده فول فریم و برخی دیگر غیرفول‌فریم هستند. مدل‌های این رده خاص و کم هستند و مطالعه در مورد تک‌تک مدل‌های موجود این رده وقت کمتری از علاقه‌مندان خواهد گرفت.

یکی از مدل‌های موجود در این رده نیکون Df است که دوربین گرانی محسوب می‌شود و دارای ظاهری خاص و کلاسیک است. این دوربین خاص ۱۶ مگاپیکسل، فول‌فریم است، اما قابلیت فیلم‌برداری در آن گنجانده نشده!

دیگر دوربین خاص این سری نیکون D5 است که یک دوربین فوق‌العاده قدرتمند و به همین نسبت گران است!

این دوربین ۲۱ مگاپیکسلی قادر به ثبت ۱۵ فریم عکس در هر ثانیه است، میزان حداقل ایزوی آن ۵۰ و حداکثر ایزوی آن نیز عدد بسیار بالای ۳۲۸۰۰۰۰ است و از طرف دیگر وزن بدنه‌ی آن بدون لنز معادل ۱۴۱۵ گرم می‌باشد.

درنهایت

شما به‌عنوان یک کاربر در هر سطحی، نیازی به حفظ کردن فرمول‌های پیچیده نام‌گذاری برند‌های سازنده دوربین عکاسی ندارید!

علاوه بر این تولیدکنندگان هیچ تضمینی برای ادامه روند معمول نام‌گذاری محصولات خود نداده‌اند.

از طرف دیگر توجه به سال ساخت محصول نیز دارای اهمیت بسیار بالایی است. گرچه شاید یک دوربین جدید در یک رده، آن‌چنان تفاوتی نسبت به مدل قدیمی‌تر که هنوز در بازار موجود است نداشته باشد و عملاً پرداخت پول بیشتر برای آن قابل توجیه نباشد!

اینجاست که مراجعه به افراد اهل‌فن و کارشناس اهمیت می‌یابد و توصیه تکراری نگارنده به کاربران دوربین‌های دیجیتال و علاقه‌مندان به عکاسی این است که در چنین موارد از اشخاص مطمئن برای مشاوره کمک بخواهید.

اگر به نامگذاری محصولات نیکون دقت کرده باشید قطعا باید به این موضوع پی ببرید.

منبع:

عکاسی

[ بازدید : 4 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : پنجشنبه 10 خرداد 1397 | 22:37 | نویسنده : آتلیه کودک |

دوربین عکاسی

تاریخچه
در قرنهای 11 تا 16 بشر از یک اتاقک تاریک (دوربین اولیه) بعنوان چیزی شبیه به دوربین استفاده می‌کرد. برای این منظور اتاق مکعب مستطیل کوچکی را که هرگز نوری به درون آن راه نمی‌یافت، آماده می‌کردند، در وجه جلوی آن سوراخی به قطر تقریبی یک میلیمتر ایجاد می‌کردند، بدین ترتیب تصاویر صحنه‌های خارج از اتاق را روی دیوار یا پرده در وجه مقابل سوراخ در داخل اتاق منعکس می‌نمودند. البته این عمل بیشتر برای نمایش و سرگرمی بود و هرگز کار عکاسی را انجام نمی‌داد.
img/daneshnameh_up/e/ee/CAG5E30H.JPG

نحوه کار دوربینهای اولیه
در سال 1568 دانیلو باربارو این اتاقک تاریک را با یک عدسی و یک دریچه قابل تغییر مجهز نمود. بدین وسیله می‌توانست تصاویر را واضحتر به درون اتاق منعکس کند. در سال 1802 توماس وج وود و همچنین همفری دیوی با استفاده از کاغذ مخصوص تصاویر غیر ثابتی بدست آوردند. این کاغذ آغشته به محلولی بود که هرگاه در برابر نور آفتاب قرار می‌گرفت، رنگ اصلی خود را از دست می‌داد و به کلی سیاه می‌شد. آنگاه چون بر روی این کاغذ تصویر یا جسمی را قرار می‌دادند، قسمتهایی که از تابش نور مصون مانده بود، به رنگ خود باقی می‌ماند و اما سایر قسمتهای کاغذ سیاه می‌شد. بدینگونه شبح نوری از اجسام بر روی آن کاغذ عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد می‌شد. با این روش تصویری بدست می‌آمد که آن نیز به مجرد نور دیدن ، رنگ خود را از دست می‌داد و کاغذ یکپارچه سیاه می‌شد.
سیر تحولی و رشد
در سال 1816 جوزف نییپس با یک جعبه جواهرات یک دوربین بسیار ابتدایی ساخت و آن را با ذره بین ، میکروسکوپ نوری مجهز نمود. با این دستگاه او می‌توانست فقط عکسهای منفی بردارد. سرانجام ویلیام تالبوت نخستین کسی بود که توانست عکسهای مثبت هم بردارد، عکسهایی که ثابت و دائمی هم باقی می‌ماندند. این رویداد در سال 1835 رخ داد. در سالهای بعد دوربینهای پیشرفته‌ای به بازار عرضه شده و می‌شود.
ساختمان دوربین عکاسی
img/daneshnameh_up/b/b0/CAM9G5EJ.JPG




دوربین عکاسی از یک اتاقک تاریک تشکیل شده که بر جدارهای آن یک عدسی محدب با فاصله کانونی ثابت قرار دارد. در جدار مقابل این عدسی فیلم و بین فیلم و عدسی دیافراگم وجود دارد. علاوه بر این دوربین به دستگاه تنظیم فاصله (مسافت یاب نوری)، شاتر یا بندان ، نورسنج (طیف سنج نوری) و منظره یاب مجهز است.
طرز کار دوربین عکاسی
در هنگام عکسبرداری عدسی دوربین را جلو و عقب می‌بریم تا آنکه در منظره یاب تصویر واضحی از جسم مورد نظر دیده شود. در این حالت تصویری حقیقی و معکوس می‌تواند روی فیلم تشکیل شود که با فشار دکمه دیافراگم باز می‌شود و نور در مدت مشخص به فیلم می‌رسد و تصویر جسم را روی آن بوجود می‌آورد.
img/daneshnameh_up/9/97/CAMERA.GIF




فیلم عکاسی
فیلم عکاسی به گونه خاصی تهیه شده است یعنی آنکه مواد شیمیایی خاصی در بر دارد که نور می‌تواند بر آنها اثر بگذارد و تصویر خارجی بر آن نقش ببندد. یکی از بهترین روشهای عکسبرداری (نورنگاری) ، آشکارسازی تابش بوسیله دانه‌های املاح هالوژنی نقره است. چرا که برای حساس کردن یک بلور هالوژنی نقره تنها چند فوتون کافی است. پس از آنکه یک فیلم نور دهی شد، مقدار تیرگی حاصل در یک خاص به عوامل زیر بستگی دارد:


تابندگی به منظور نور دهی
طول موج تابش
مدت زمان نور دهی
شرایط ظهور فیلم

مکانیزم ضبط تصویر روی فیلم
انرژی لازم برای تبدیل برومور نقره یا یدور نقره به نقره عنصری از ماده شیمیایی مورد استفاده در فرآیند ظهور فراهم می‌شود. پیش از ظهور اطلاعات بصورت یک تصویر نهان به شکل دانه‌های حساس شده روی شیشه یا فیلم ذخیره شده است. از ظاهر کردن فیلم یک تصویر منفی( نگاتیو) بدست می‌آید. نگاتیو یعنی خلاف آنچه در صاحب تصویر دیده می‌شود. پس بنابراین قسمتهای روشن صاحب تصویر بر روی فیلم تیره می‌افتد و برعکس قسمتهای تیره آن بصورت روشن نقش می‌بندد.

چون دانه‌های املاح هالوژنی نقره به تنهایی فقط به نور آبی و نور فرا بنفش نزدیک حساسند، باید مواد رنگی یا رنگیزه‌هایی به آنها افزوده شود تا تابش بخشهای دیگر بیناب را جذب کنند و برای حساس کردن دانه‌ها ، مسیر فراهم آورند. فیلمهای فرو سرخ هم موجودند، ولی باید با مراقبت ویژه نگهداری شوند. چون به سبب حساسیت به گرما خیلی زود آسیب می‌بینند.
چاپ عکس
در مرحله چاپ فیلم ، عکس مثبت ( پوزیتیو) بدست می‌آید. پوزیتیو یعنی تصویری که درست مانند خود صاحب تصویر است. برای تهیه عکس مثبت ، فیلم را بر روی کاغذ مخصوصی قرار داده ، سپس از روی آن نوری را عبور می‌دهند. در نتیجه قسمتهای تیره فیلم بر روی کاغذ ، روشن و قسمتهای روشن آن نیز تیره چاپ می‌شود. چنین تصویری درست مطابق همان شخص یا چیزی است که قبلا با دوربین عکس آنها را بصورت نگاتیو برداشته بودیم.

منبع:

دانش رشد

[ بازدید : 8 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 19:49 | نویسنده : آتلیه کودک |

عکاسی از دید فنی

بسیاری از ترکیبات شیمیایی وجود دارند که در مقابل نور حساس‌اند، یعنی در برخورد با پرتوهای نورانی تغییر می‌کنند. برخی از این ترکیبات ، به ویژه هالیدهای نقره (مانند کلرید ، برمید ، یدید) می‌توانند تصاویر را بر روی کاغذ عکاسی بارداری در آتلیه عکاسی سویل استودیو تثبیت کنند. مجموعه فرایندهایی را که بر پایه این گونه خواص قرار دارند، اصطلاحا عکاسی می‌نامند.
تاریخچه
عکاسی که ما امروزه به آن آشناییم، توسط یک فرد کشف نشده است. بلکه نتیجه تلاش بسیاری از شیمیدان‌ها است. آغاز آن به سال 1727 میلادی برمی‌گردد. در آن سال شولز مشاهده کرد که مخلوطی از نیترات نقره و گچ در مقابل نور تیره می‌شوند. در دهه 1830 یک فرانسوی به نام لویی واگر تصادفا کشف کرد که برای ظهور یک تصویر ، از یک ورقه مس پوشیده شده از نقره که به وسیله بخار ید حساس شده باشد، می‌توان استفاده کرد. این نوع تصویر که به تصویر داگری معروف شد، در نتیجه شستشوی صفحه با محلول غلیظ نمک به دست آمد و حالت تثبیت دائمی داشت، از اواسط قرن نوزدهم جنبه عمومی پیدا کرد.
سیر تحولی و رشد

در سال 1839 واگر ضمن بررسی‌های بیشتر دریافت که برای برداشتن هالیدهای نقره نور نامرئی باقیمانده برروی فیلم یا صفحه عکاسی باید از محلول تیوسولفات سدیم استفاده کرد که با نمکهای نقره ، تیوسولفات نقره محلول در آب که قابل شستشو با آب است تولید می‌کند (این واکنش توسط هرشل بیست سال قبل از آن کشف شده بود). فرایند پیشنهادی واگر موجب شد تا بتوان در کمتر از یک دقیقه عکس را ثابت کرد.


در سال 1841 یک انگلیسی بنام ویلیام تالبوت استفاده از فرایند تازه‌ای را اعلام کرد. این فرایند شامل تهیه کاغذ حساس در مقابل نور به وسیله یدید نقره است. عکس را بر روی این نوع کاغذ به وسیله اسید گالیک می‌توان ظاهر کرد. تصویر بدست آمده دقیقا برعکس وضعیت شیئی است که از آن به دست می آید (یعنی نواحی روشن آن تیره و نواحی تیره آن روشن ظاهر می‌شود عکس منفی). این تصویر منفی اگر بر روی یک کاغذ حساس عکاسی قرار داده شود و پس از قرار گرفتن در مقابل نور ظا هر شود عکسی مثبت که با وضعیت اولیه شیئی مطابقت دارد (تصویر مثبت) را می‌دهد.


با وجود اینکه زمان لازم در فرایند تالبوت کمتر از فرایند داگر است، اما تصاویر به دست آمده چندان واضح نیست. آشکار است که برای رفع این نارسائی باید با روش مناسبی هالیدهای نقره را بر روی یک جسم شفاف تثبیت کرد. این کار در آغاز به وسیله سفیده تخم مرغ بر روی شیشه انجام می‌گرفت و تصویرهایی نسبتا روشن بدست می‌آمد. اما این تصویرها به آسانی آسیب پذیر بود. سر انجام در سال 1871 این مشکل توسط یک عکاس آماتور و فیزیکدان به نام مادوکس بدین صورت از میان برداشته شد که وی امولسیون ژلاتینی از نمکهای نقره را بر روی شیشه یا کاغذ عکاسی تثبیت کرد.

اختراع دوربین کداک
در سال 1887 ایستمن دوربین کداک را نوآوری کرد که در آن یک فیلم پلاستیکی (نیترات سلولز) آغشته به امولسیون ژلاتینی به کار گرفته شده و با آن فیلم می‌توانستند یک صد عکس بگیرند. اما اشکال این کار در آن بود که فیلم را همراه با دوربین می‌بایست به مرکزی که مراحل ظهور و ثبوت عکس در آنجا انجام می‌گرفت، بفرستند. از آن زمان به بعد بود که فن عکاسی وارد مرحله نوینی شد.
مراحل ظهور فیلم
با توجه به اینکه هالیدهای نقره تنها مواد حساس در مقابل نور می‌باشند، از این رو منحصرا از آنها به عنوان تولید کننده موثر تصویر استفاده می‌شود. یک فوتون تنها در برخورد با دانه‌های هالید نقره یک بسته با حداقل چهار اتم نقره تولید می‌کند. میزان این تاثیر در مجاورت یک معرف احیا کننده مناسب (ظاهرکننده) می‌تواند میلیونها بار افزایش یابد. هرچه تعداد اتمهای نقره دریک دانه بیشتر باشد، سرعت واکنش مواد شیمیایی فیلم در تماس با ظاهر کننده‌ها بیشتر می‌شود. این واکنش‌ها در واقع ، احیای یون نقره است. عواملی مانند دما ، غلظت ظاهر کننده ، PH و مجموعه تعداد هسته‌ها در هر دانه ، زمینه ظهور و میزان نقره آزاد ، در امولسیون فیلم نقش دارند.

منبع:

دانش رشد

[ بازدید : 3 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 19:47 | نویسنده : آتلیه کودک |

با تجهیزات باورنکردنی عکاسی همراه باشید

عکاسی کودک در آتلیه کودک حرفه ساده ای نیست و برای موفقیت در آن نیاز است تا خلاقیت و مهارتی نشان داد. خلاقیتی که توسط کمتر عکاسی صورت می گیرد و در این زمینه افراد بسیاری نیستند که بتوانند خودی نشان دهند و افرادی بسیار هستند که بدنبال کسب آموزشی هستند.

بیل فِرِیک، عکاس اختصاصی شبکه ESPN و سفیر نیکون، یک مجموعه تجهیزات عکاسی از دوربین‌های مختلف گرفته تا طیف وسیعی از لنزها را با خود به کنتاکی آورده تا از یکی از بزرگ‌ترین مسابقه‌های اسب‌سواری دنیا عکس‌برداری کند. فرانک نزدیک به ۵۰ دوربین مختلف از D5 تا D800 و D500 را با بیش از ۴۰ لنز را به کار خواهد گرفت تا هیچ لحظه یا تصویر باارزشی از زیردستش در نرود.<>

فریک در این رابطه می‌گوید:

من تمام تجهیزات خودم را به کنتاکی آورده‌ام و تقریباً مطمئنم هر چیزی که نیاز به آن داشته باشم در مجموعه خود پیدا می‌کنم. البته آنچه که در تصویر می‌بینید تمام ماجرا نیست و سه‌پایه‌های مانفروتو و دسته‌ها و پایدار کننده‌ها را نیز باید به آن‌ها اضافه کرد. با این همه دوربینی که با خود آورده‌ام، هیچ ایده‌ای ندارم که چند عکس به ثبت خواهد رسید و چه قدر زمان باید صرف انتخاب عکس‌ها بکنم.

فریک با استفاده از ریموتها و رادیو تریگرهای جدید که از قابلیت کنترل دوربین‌های مختلف در چند کانال‌ متفاوت برخوردارند، تمام دوربین‌ها را به طور همزمان مدیریت خواهد کرد. تجهیزاتی که او بر روی میز قرار داده و اغلب تولید شرکت نیکون است مجموعا چند صد هزار دلار می‌ارزد.

تماشا این ابزارها بسیار جالب توجه است و مناسب عکاسان.



منبع:

عکاسی

[ بازدید : 2 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 19:44 | نویسنده : آتلیه کودک |

آشنایی با ابعاد حس‌گر دوربین‌ها

عکاسی حرفه ساده ای نیست و نمی توان در طول مدت زمان کوتاه به یک عکاس حرفه ای تبدیل شد. نخست آن که لازم است ابزار لازم را داشت و سپس آن که باید آموزش های لازم را دادید تا به فردی حرفه ای در این زمینه تبدیل شد و حرف هایی برای گفتن داشت. عکاسی کودک
آتلیه نوزاد
در گذشته دوربین‌های کامپکت از سنسورهای کوچک بهره می‌بردند و اگر به سراغ دوربین‌های با قابلیت تعویض لنز مانند دوربین‌های DSLR می‌رفتید سنسوری بزرگ در اختیارتان قرار می‌گرفت. سایز سنسور تأثیر مستقیم بر روی کیفیت عکس داشت و سنسورهای بزرگ‌تر به معنی کیفیت بهتر نیز بودند.



هنوز هم سایز سنسور از اهمیت بالایی برخوردار است. سنسورها معمولاً گران‌ترین قسمت هر دوربینی هستند و دوربین‌های با سنسور بزرگ‌تر قیمت بالاتری هم دارند. به همین دلیل یک دوربین با سنسور ۱/۲٫۳ اینچی گران‌قیمت پیدا نمی‌کنید و قادر نخواهید بود یک دوربین ارزان‌قیمت با سنسور فول‌فریم نیز خریداری کنید.

البته این روزها، سازندگان دوربین‌های کامپکت را نیز با سنسورهای نسبتاً بزرگ عرضه می‌کنند. همین موضوع سایز سنسور را کمی پیچیده‌تر از قبل کرده است و سنسورهای کوچک نیز مزایای مختص به خودشان را دارند. بیشتر شدن تنوع سنسورها در انواع مختلف دوربین‌ها ممکن است موجب سردرگمی برخی از مشتریان، به خصوص کاربران تازه‌کار شود. همچنین ابعاد سنسور بر روی فاصله‌ی کانونی مؤثر دوربین نیز تأثیرگذار است و برای انتخاب یک دوربین جدید اهمیت دارد.

در این مطلب قصد داریم سایز سنسورهای معمول امروزی را از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین مورد بررسی قرار دهیم و تأثیر هر کدام بر روی کیفیت و قابلیت‌های دوربین را نیز بیان کنیم. ولی ابتدا بد نیست در مورد رابطه‌ی سایز سنسور و فاصله‌ی کانونی توضیح مختصری را ارائه کنیم.

سایز سنسور و فاصله‌ی کانونی

سایز سنسور بر روی نوع لنزی که باید بخرید تأثیر مستقیم دارد. دوربین‌های کامپکت دارای لنز یکپارچه هستند، بنابراین چندان نیازی نیست نگران نوع لنز باشید، ولی در دوربین‌های با لنز قابل‌تعویض، هر لنز یک تصویر دایره‌ای را تشکیل می‌دهد که باید بتواند ابعاد سنسور را پوشش دهد. البته استثناء نیز وجود دارد که بعداً در مورد آن بحث خواهیم کرد.

چه در دوربین‌های کامپکت و چه بر روی لنزهای قابل‌تعویض عددی که حک می‌شود نشان‌گر فاصله‌ی کانونی واقعی است. این عدد در صورتی صحیح است که سنسور یا فیلم از نوع ۳۵ میلی‌متری یا فول‌فریم باشند. ولی لنزها برای کار با سنسورهای مختلفی طراحی می‌شوند و فاصله‌ی کانونی مؤثر آن‌ها بر روی سنسورهای مختلف متفاوت است. به همین دلیل سازندگان عددی به نام فاکتور برش یا Crop Factor را ارائه می‌کنند.

این عدد برای سنسورهای فول‌فریم معادل ۱ است، بنابراین وقتی یک لنز ۵۵-۱۸ را بر روی سنسور فول‌فریم نصب می‌کنید فاصله‌ی کانونی مؤثر ۵۵-۱۸ را ارائه می‌کند، ولی وقتی همین لنز را بر روی دوربینی با سنسور APS-C با فاکتور برش ۱٫۵ برابر نصب کنید فاصله‌ی کانونی مؤثر ۸۲-۲۷ را ارائه می‌کند. دلیل آن هم این است که سنسور APS-C به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست که بتواند از کل گستره‌ی تصویر لنز استفاده کند. با بریده شدن بخشی از تصویر توسط سنسور این‌گونه به نظر می‌رسد که فاصله‌ی کانونی طولانی‌تر شده است و گستره‌ی دید بسته‌تر شده است.

برای این‌که بدانید هر لنز بر روی هر سنسوری چه فواصل کانونی را ارائه می‌کند باید فاکتور برش را در فاصله‌ی کانونی واقعی لنز ضرب کنید.

سایز سنسور

با این توضیحات به بررسی سایزهای معمول سنسور در بازار امروز می‌پردازیم.

۱/۲٫۳ اینچ

این کوچک‌ترین سایز سنسوری است که به‌طورمعمول در دوربین‌های امروزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اکثر دوربین‌هایی که از این نوع سنسور استفاده می‌کنند دارای رزولوشنی بین ۱۶ تا ۲۰ مگاپیکسل هستند.

درحالی‌که این نوع سنسورها را در انواع مختلفی از دوربین‌ها می‌توان یافت، در سال‌های اخیر استفاده از آن‌ها به شدت کاهش یافته است و اکثر سازندگان به سراغ سنسورهای بزرگ‌تر رفته‌اند. دلیل آن نیز بهبود کیفیت دوربین‌ گوشی‌های هوشمند است.

استفاده از این نوع سنسور به دست آوردن زوم زیاد را راحت می‌کند. به همین دلیل هم بیشتر دوربین‌های سوپرزوم از این سایز سنسور استفاده می‌کنند. برای به دست آوردن زوم زیاد با استفاده از سنسورهای بزرگ‌تر، باید لنزهای بزرگ‌تر، سنگین‌تر و گران‌قیمت‌تری را استفاده کرد.

در نور مناسب می‌توان با چنین سنسوری عکس‌های قابل قبولی گرفت، ولی با کاهش نور محیط، نویز به‌سرعت افزایش می‌یابد و گستره‌ی دینامیکی چندان خوبی را نیز ارائه نمی‌کنند.

فاکتور برش برای این نوع سنسورها ۵٫۶ برابر است، ولی اکثر سازندگان فاصله‌ی کانونی معادل این نوع دوربین‌ها را ارائه می‌کنند و اساساً نیاز چندانی هم به تبدیل فاصله‌ی کانونی ندارند.

از شناخته‌شده‌ترین دوربین‌های بازار که از این نوع سنسور استفاده می‌کنند می‌توان نیکون P900، کانن SX60، نیکون B700 و کانن SX720 را نام برد.

۱/۱٫۷ اینچ

این سنسورها کمی از مدل‌های ۱/۲٫۳ اینچی بزرگ‌تر هستند و می‌توانند کمی بهتر سوژه را از پس‌زمینه جدا کنند. همچنین از لحاظ میزان جزئیات، گستره‌ی دینامیکی و نویز کمی بهتر عمل می‌کنند.

برای مدتی، این سایز سنسور از محبوبیت زیادی در دوربین‌های کامپکت پیشرفته برخوردار بود، ولی با مرسوم شدن سنسورهای یک اینچی از محبوبیت آن‌ها کاسته شده است. این نوع سنسور در حال حاضر بیشتر توسط پنتاکس در سری Q مورد استفاده قرار می‌گیرد. فاکتور برش برای این سنسورها ۴٫۵ برابر است.

یک اینچی

این نوع حس‌گرها در حال حاضر از محبوبیت زیادی برخوردار هستند. همان‌طور که اشاره شد، این سنسورها بیشتر در دوربین‌های کامپکت پیشرفته کاربرد دارند و معمولاً با لنزهایی با فاصله‌ی کانونی بین ۲۴ تا ۱۰۰ میلی‌متر جفت و جور می‌شوند. البته دوربین‌های سوپرزوم مانند سونی RX10 III و کانن G3 X نیز وجود دارند که از این نوع حس‌گر استفاده می‌کنند.

دوربین‌هایی که از این سایز سنسور استفاده می‌کنند معمولاً کیفیت عکس بسیار خوبی دارند، به‌خصوص وقتی از دیافراگم‌های باز بهره گرفته شود تا نور زیادی را دریافت کنند. البته تنها ابعاد آن‌ها نیست که موجب افزایش کیفیت شده است، بلکه در ساختار اکثر آن‌ها از فناوری‌های جدیدی استفاده شده است که کارایی آن‌ها را نسبت به سنسورهای معمولی افزایش داده‌اند.

فاکتور کراپ برای سنسورهای یک اینچی ۲٫۷ برابر است، ولی به دلیل اینکه این نوع سنسورها نیز اکثراً در دوربین‌های کامپکت استفاده می‌شوند نیاز چندانی به این فاکتور نخواهید داشت.

دوربین‌های شناخته‌شده‌ی سونی مانند RX100 IV، RX100 V و دوربین‌های سری G کانن مانند G7 X Mark II، G9 X و G5 X از معروف‌ترین دوربین‌هایی هستند که از این نوع سنسور استفاده می‌کنند.

Micro Four Third

این نوع سنسورها که به نام MFT یا Micro 4/3 نیز شناخته می‌شوند توسط الیمپوس و پاناسونیک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این سنسورها به میزان قابل‌توجهی از حس‌گرهای یک اینچی بزرگ‌تر هستند. فاکتور برش این نوع سنسورها ۲ برابر است، به همین دلیل فاصله‌ی کانونی معادل آن‌ها بسیار راحت محاسبه می‌شود. به طور مثال یک لنز ۳۵-۱۲ بر روی سنسور MFT فاصله‌ی کانونی مؤثر ۷۰-۲۴ را ارائه می‌کند.

APS-C

این نوع سنسورها به طرز وسیعی در دوربین‌های DSLR سطح مبتدی و میان‌رده مورد استفاده قرار می‌گیرند و حالا در دوربین‌های بدون‌آینه نیز مرسوم شده‌اند. این نوع سنسورها بالانس مناسبی را بین ابعاد جمع‌و‌جور و کیفیت مناسب ارائه می‌کنند. دوربین‌های شناخته‌شده‌ی سطح مبتدی و متوسط مانند نیکون D3300، D3400، D5600 یا کانن ۷۰۰D، ۷۵۰D و ۸۰D از سنسور APS-C استفاده می‌کنند. حتی برخی از دوربین‌های سطح بالاتر مانند نیکون D7200، نیکون D500 و کانن ۷D Mark II نیز از این نوع سنسور بهره می‌گیرند. در بین دوربین‌های بدون‌آینه نیز می‌توان سونی a6500، سونی a6300 و کانن EOS M5 را نام برد.

البته تمامی سنسورهای APS-C دارای ابعاد یکسانی نیستند و کمی با هم فرق دارند. سنسورهای کانن کمی کوچک‌تر هستند و فاکتور برش آن‌ها معادل ۱٫۶ است، درحالی‌که سنسورهای مورد استفاده‌ی نیکون و سونی کمی‌ بزرگ‌تر هستند و فاکتور برش آن‌ها ۱٫۵ برابر است.

این نوع سنسورها در کل انعطاف‌پذیری بالایی دارند و در بین عکاسان ورزشی و حیات‌وحش از محبوبیت زیادی برخوردار هستند، زیرا فاکتور برش آن‌ها موجب افزایش نسبی فاصله‌ی کانونی می‌شود.

APS-H

این نوع سنسورها بیشتر توسط دوربین‌های سری ۱D کانن مانند ۱D Mark III و ۱D Mark IV مورد استفاده قرار گرفته‌اند. ولی این سری از دوربین‌های کانن نیز طی چند سال اخیر به سراغ سنسورهای فول‌فریم رفته‌اند.

فاکتور برش این سنسورها ۱٫۳ برابر است و کم‌تر از سنسورهای APS-C بر روی فاصله‌ی کانونی تأثیر می‌گذارند. طی چند سال اخیر یک مدل ۵۱ مگاپیکسلی از آن‌ها در Sigma sd Quattro H مورد استفاده قرار گرفت و کانن نیز یک مدل ۲۵۰ مگاپیکسلی از آن‌ها را برای استفاده‌های نظامی و امنیتی ساخته است. استفاده از این سنسور دیگر در دوربین‌های DSLR مرسوم نیست.

فول‌فریم

سنسورهای فول‌فریم در دوربین‌های سطح بالا و حرفه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند و بیشتر سازندگان در دوربین‌های پرچم‌دار خود از این نوع حس‌گرها بهره می‌گیرند. دوربین‌هایی مانند سونی a7R II، کانن ۵D Mark IV و نیکون D810 از این دست هستند.

مساحت نسبتاً زیاد آن‌ها به این معنی است که می‌توانند نور زیادی را جذب کنند که موجب تولید عکس‌های باکیفیت‌تری می‌شود. همچنین این امکان را به سازندگان می‌دهند که رزولوشن‌های متنوعی را مورد استفاده قرار دهند. در حال حاضر این نوع سنسورها را می‌توان با رزولوشن‌های مختلفی از ۱۲ تا ۵۰ مگاپیکسل یافت.

ابعاد سنسورهای فول‌فریم تقریباً مشابه فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری است، به همین دلیل نیازی به تبدیل فاصله‌ی کانونی ندارند یا اصطلاحاً فاکتور برش آن‌ها معادل یک است. اگر لنزی برای استفاده با فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری طراحی شده باشد و آن را بر روی سنسور فول‌فریم استفاده کنید فاصله‌ی کانونی هیچ تغییری نخواهد داشت.

برخی از سازندگان اجازه‌ی استفاده از لنزهای APS-C را بر روی سنسورهای فول‌فریم می‌دهند. در این حالت رزولوشن سنسور کاهش می‌یابد و اطلاعات فقط از قسمت میانی آن خوانده می‌شوند. برای این‌که مطمئن شوید لنز مورد نظرتان بر روی دوربین شما قابل استفاده است یا خیر می‌توانید این مطلب را مطالعه کنید.

قطع متوسط

سنسورهای قطع متوسط به میزان قابل‌توجهی از حس‌گرهای فول‌فریم بزرگ‌تر هستند و ارائه‌ی تعدادی از مدل‌های جدید مانند فوجی GFX 50S و هسلبلاد X1D موجب جلب توجه بیشتر به سمت این نوع دوربین‌ها شده است.

در تئوری سیستم‌های قطع متوسط استاندارد کیفیت بالاتری را ارائه می‌کنند، ولی هزینه‌های بالا و برخی از محدودیت‌ها آن‌ها را به مصارف حرفه‌ای محدود کرده‌اند. دوربین‌های DSLR معمولاً کوچک‌تر هستند و ارگونومی بهتری دارند. همچنین تنوع لنزهای آن‌ها به‌مراتب بیشتر است و سیستم فوکوس سریع‌تری نیز دارند. ولی اگر بخواهید دوربینی را تنها بر اساس کیفیت عکس انتخاب کنید باید به سراغ سنسورهای قطع متوسط بروید. با ارائه‌ی دوربین‌های بدون‌آینه‌ی قطع متوسط فوجی و هسلبلاد، کم‌کم به تنوع لنزهای این نوع دوربین‌ها نیز اضافه خواهد شد.

به دلیل این‌که این نوع سنسورها در ابعاد مختلفی تولید می‌شوند فاکتور برش آن‌ها بین ۰٫۷۹ تا ۰٫۶۴ متغیر است.

امیدواریم این مطلب بتواند برای شما مفید و کارآمد باشد.

منبع:

عکاسی

[ بازدید : 3 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 19:41 | نویسنده : آتلیه کودک |

نحوه عکاسی در شب از شهرها

عکاسی حرفه ساده ای نیست و هر فردی نمی تواند به سادگی در این زمینه دست به کار شده و فعالیت کنید. این حرفه نیاز به آموزش و ابزارهای لازم داشته تا بتوان عملکرد خوبی از خود نشان داد و یک عکاس حرفه ای و برتر به شمار رفت.

شهر‌های پرجمعیت و صنعتی در شب معمولاً زیبا‌تر از روز به نظر می‌آیند، چرا که آلودگی‌های بصری و بی‌نظمی‌های شهر کمتر به چشم می‌آیند و نور‌‌های مصنوعی مثل لامپ‌های مغازه‌ها و ساختمان‌ها و همین‌طور چراغ‌های ماشین‌ها، جنبه‌ای فانتزی و جالب به شهر می‌بخشند. ولی این جذابیت‌های بصری آن طور که با چشم انسان دیده می‌شود، در دید تک لنزی دوربین به ثبت نمی‌رسد و محدودیت‌های بسیاری برای خلق تصاویری زیبا از مناظر شهری در شب وجود دارد. اما می‌توان با رعایت چند تکنیک ساده و به کارگیری خلافیت، بر تمام محدودیت‌های دوربین دیجیتال غلبه کرد و عکس‌های فوق‌العاده‌ای گرفت.<>

ترکیب‌بندی و نوردهی

می‌توان گفت معنای عکس شما را ترکیب‌بندی آن مشخص می‌کند. چه المان‌هایی قرار است در کادر و در کجای آن قرار گیرند؟ کیفیت فوکوس و عمق‌میدان به چه گونه باشد و مسائلی از این قبیل. تنظیم و رسیدن به تمام این مشخصه‌ها در عکاسی زیر نور روز بسیار راحت است. ولی در شب با توجه به اینکه نور کمی از لنز دوربین عبور می‌کند کادربندی و فوکوس دقیق بر روی سوژه مشکل می‌شود. می‌توان از نور‌های مصنوعی مانند چراغ‌های خیابان، یا نور‌های چشمک‌زن بهره برد. و یا اینکه با نور موبایل خود صحنه را روشن کرد تا بتوان دقیق‌تر بر روی سوژه فوکوس کرد؛ بنابراین در عکاسی شب باید بیشتر نگران نوردهی و ترکیب‌بندی تصویر بود چرا که فلو شدن تصویر و یا کادر‌بندی‌های غلط، پدیده‌هایی است که در عکاسی بارداری در آتلیه بارداری هنگام شب باید انتظار آن را داشته باشیم.

هر چه دوربین‌ ثابت‌تر، عکس شارپ‌تر

اگرچه که در عکاسی شب مانند هر ژانر دیگری از عکاسی، موارد استثنا هم وجود دارد که در کنار خلاقیت می‌تواند شگفتی خلق کند، ولی اغلب برای گرفتن یک تصویر خوب از مناظر شهری در شب باید از سه‌پایه استفاده کرد. استفاده از سه‌پایه هنگام عکاسی در محیط‌های کم‌نور، آزادی عمل وسیعی را در اختیار عکاس قرار می‌دهد. به خصوص زمانی که به دنبال کشیدگی و محو شدن نور چراغ ماشین‌ها هستید و یا ثبت عکس‌هایی با ایزوی پایین و وضوح بالا هستید، استفاده از سه‌پایه جزو ملزومات بشمار می‌رود.

دوربین خود را بشناسید

هر هنرمندی قبل از این‌که دیدگاه شخصی خود را در قالب اثر بیان کند، باید ابزاری که در دست دارد و قابلیت‌هایی که در اختیار او قرار می‌‌دهد را به خوبی بشناسد. همان‌طور که یک نقاش باید تفاوت میان رنگ‌روغن و آب رنگ را به خوبی بداند، یک عکاس نیز باید به همین اندازه به دوربین‌ خود و قابلیت‌های آن مسلط باشد. دوربین خوب و کارآمد برای عکاسی در شب، دوربینی است که از گستره پویایی(داینامیک رنج) بالا برخوردار باشد و در حساسیت ایزوی بالا، نسبت نویز به سیگنال آن بسیار پایین باشد. با علم بر اینکه دوربین‌تان تصاویری با دامنه تونالیته بالا را با چه کیفیت و چه سطحی از جزئیات ثبت می‌کند، بسیار راحت‌تر می‌توان به تصویر موردنظر خود دست‌یافت. به عنوان مثال دوربین سونی A7S II برای عکاسی شب، بسیار مناسب است چرا که سنسور آن مشخصاً برای عکس‌برداری در محیط‌های کم‌نور با نویز پایین طراحی شده است. به علاوه اینکه با ثبت تصاویر با فرمت RAW می‌توان تا حدودی ناحیه‌های اور و آندر شده در عکس را بازیابی کرد. از دیگر دوربین‌های مناسب برای عکاسی در شب می‌توان به نیکون D7200، کانن ۷D Mark II و نیکون D5600 اشاره کرد.

شما با توجه به نکات موردنظر می توانید عکاسی خوبی در شب داشته باشید.

منبع:

عکاسی

[ بازدید : 3 ] [ نظر شما : 1 2 3 4 5 6 ]

تاريخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 19:38 | نویسنده : آتلیه کودک |